حافظ · غزل شماره ۳۲۸
من که باشم که بر آن خاطرِ عاطِر گذرم؟
من که باشم که بر آن خاطرِ عاطِر گذرم؟لطفها میکنی ای خاکِ دَرَت، تاجِ سرم
دلبرا بنده نوازیت که آموخت؟ بگوکه من این ظَن، به رقیبانِ تو هرگز نَبَرم
همتم بدرقهٔ راه کن ای طایرِ قدسکه دراز است رَهِ مقصد و من نوسفرم
ای نسیمِ سحری بندگیِ من برسانکه فراموش مکن وقتِ دعایِ سحرم
خُرَم آن روز کز این مرحله بَربَندَم بارو از سرِ کوی تو پرسند رفیقان خبرم
حافظا شاید اگر در طلبِ گوهرِ وصلدیده دریا کُنم از اشک و در او غوطه خورم
پایهٔ نظم بلند است و جهان گیر بگوتا کُند پادشهِ بحر دهان پُر گهرم
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
سفری تازه پیش رو داری و راه دراز است. از عزیزانت بخواه در دعای سحر یادت کنند؛ همت آنها بدرقه راهت میشود.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی فروتنانه در سپاس از لطف یار. من کیستم که بر آن خاطر عطرآگین بگذرم؟ لطفها میکنی، ای که خاک درت تاج سر من است. بیت سوم دعای سفر است: ای پرنده قدسی، همتت را بدرقه راهم کن، که راه مقصد دراز است و من تازهسفرم. بیت چهارم خواهشی لطیف است: ای نسیم سحری، بندگی مرا برسان و بگو هنگام دعای سحر فراموشم مکن. بیت پنجم آرزوی بازگشت است.
شرح بیتها
بیت ۱من که باشم که بر آن خاطرِ عاطِر گذرم؟ / لطفها میکنی ای خاکِ دَرَت، تاجِ سرم
من کیستم که بر آن خاطر عطرآگین بگذرم؟ لطفها میکنی، ای که خاک درت تاج سر من است.
بیت ۲دلبرا بنده نوازیت که آموخت؟ بگو / که من این ظَن، به رقیبانِ تو هرگز نَبَرم
دلبرا، بندهنوازی را که به تو آموخت؟ بگو، که من این گمان را هرگز به رقیبانت نمیبرم.
بیت ۳همتم بدرقهٔ راه کن ای طایرِ قدس / که دراز است رَهِ مقصد و من نوسفرم
ای پرنده قدسی، همتت را بدرقه راهم کن، که راه مقصد دراز است و من تازهسفرم.
بیت ۴ای نسیمِ سحری بندگیِ من برسان / که فراموش مکن وقتِ دعایِ سحرم
ای نسیم سحری، بندگی مرا برسان و بگو هنگام دعای سحر فراموشم مکن.
بیت ۵خُرَم آن روز کز این مرحله بَربَندَم بار / و از سرِ کوی تو پرسند رفیقان خبرم
خرم آن روز که از این منزل بار ببندم و رفیقان خبر مرا از سر کوی تو بپرسند.
معنی واژهها
- خاطر عاطر
- دل خوشبو و پاک
- بندهنوازی
- مهربانی با زیردستان
- ظن
- گمان
- طایر قدس
- پرنده آسمانی
- نوسفر
- تازهسفر
- پادشه بحر
- کنایه از بخشنده بزرگ