پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۶۱

صبا اگر گذری اُفتَدَت به کشور دوست

صبا اگر گذری اُفتَدَت به کشور دوستبیار نَفحِه‌ای از گیسوی مُعَنبَر دوست

به جانِ او که به شکرانه جان برافشانماگر به سویِ من آری پیامی از برِ دوست

و گر چنان که در آن حضرتت نباشد باربرایِ دیده بیاور غباری از درِ دوست

منِ گدا و تمنایِ وصلِ او هیهاتمگر به خواب ببینم خیالِ منظرِ دوست

دل صِنوبَری‌ام همچو بید لرزان استز حسرتِ قد و بالای چون صنوبرِ دوست

اگر چه دوست به چیزی نمی‌خرد ما رابه عالمی نفروشیم مویی از سرِ دوست

چه باشد ار شود از بندِ غم دلش آزادچو هست حافظِ مسکین غلام و چاکر دوست

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

از کسی که دوستش داری دوری و منتظر خبری از او هستی. کوچک‌ترین نشانه از او برایت ارزشمند است؛ وفاداری‌ات را نگه دار، حتی اگر پاسخ فوری نمی‌گیری.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در دلتنگی و پیغام‌خواهی. حافظ از باد صبا می‌خواهد اگر گذرش به کشور دوست افتاد، نسیمی از گیسوی خوشبوی او بیاورد و اگر اجازه ورود نیافت، دست‌کم غباری از در او برای چشمش بیاورد. عاشق گدا امید وصل ندارد مگر در خواب. بیت ششم از زیباترین بیان‌های وفاداری است: اگر دوست ما را به چیزی نمی‌خرد، ما مویی از سر او را به عالمی نمی‌فروشیم.

شرح بیت‌ها

بیت ۱صبا اگر گذری اُفتَدَت به کشور دوست / بیار نَفحِه‌ای از گیسوی مُعَنبَر دوست

ای صبا، اگر گذرت به سرزمین دوست افتاد، نسیمی از گیسوی عنبرین او بیاور.

بیت ۳و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار / برایِ دیده بیاور غباری از درِ دوست

و اگر در آن درگاه اجازه ورود نیافتی، برای چشمم غباری از در دوست بیاور.

بیت ۶اگر چه دوست به چیزی نمی‌خرد ما را / به عالمی نفروشیم مویی از سرِ دوست

اگرچه دوست ما را به چیزی نمی‌خرد، ما مویی از سر او را به عالمی نمی‌فروشیم.

معنی واژه‌ها

نفحه
نسیم خوشبو
معنبر
عنبرآگین، خوشبو
بار
اجازه ورود
هیهات
دور است، دریغا
منظر
چهره، دیدار
دل صنوبری
دل به شکل میوه صنوبر