فال شما · غزل شماره ۹۴ دیوان حافظ
زان یارِ دلنوازم، شُکری است با شکایت
تعبیر فال
پیام کلی: صبراحساس میکنی تلاشهایت دیده نشده و خدمتهایت بیمزد و منت مانده است. حافظ هم شکری آمیخته به شکایت دارد و در شب سیاه راه مقصود را گم کرده است. فال تو میگوید در این تاریکی ستاره راهنما را صدا بزن؛ از کسی کاردان و دلسوز راهنمایی بخواه. این راه منزلهای بسیار دارد؛ صبور باش، که عشق و پشتکار سرانجام به فریادت میرسند.
شاهبیت فال شما
در این شبِ سیاهم، گم گشت راهِ مقصوداز گوشهای برون آی، ای کوکبِ هدایت
اشتراک فال
تصویری از شاهبیت و تعبیر فال برای استوری یا فرستادن در پیامرسان؛ تصویر روی دستگاه خودتان ساخته میشود.
متن کامل غزل
زان یارِ دلنوازم، شُکری است با شکایتگر نکتهدانِ عشقی، بشنو تو این حکایت
بیمزد بود و مِنَّت، هر خدمتی که کردمیا رب مباد کس را، مخدومِ بیعنایت
رندانِ تشنهلب را، آبی نمیدهد کسگویی ولیشناسان، رفتند از این ولایت
در زلفِ چون کمندش، ای دل مپیچ کآن جاسرها بریده بینی، بیجرم و بیجنایت
چشمت به غمزه ما را، خون خورد و میپسندیجانا روا نباشد، خونریز را حمایت
در این شبِ سیاهم، گم گشت راهِ مقصوداز گوشهای برون آی، ای کوکبِ هدایت
از هر طرف که رفتم، جز وحشتم نَیَفزودزِنهار از این بیابان، وین راهِ بینهایت
ای آفتابِ خوبان، میجوشد اندرونمیک ساعتم بِگُنجان، در سایهٔ عنایت
این راه را نهایت، صورت کجا توان بست؟کِش صد هزار منزل، بیش است در بِدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابمجور از حبیب خوشتر، کز مُدَّعی رعایت
عشقت رِسَد به فریاد، ار خود به سانِ حافظقرآن ز بَر بخوانی، در چاردَه روایت
شاهد فال
به رسم قدیم، پس از خواندن فال، نخستین بیت غزل بعدی را «شاهد» میگیرند تا پیام فال را تأیید کند. شاهد فال شما مطلع غزل ۹۵ است:
مدامم مست میدارد، نسیمِ جَعدِ گیسویتخرابم میکند هر دَم، فریبِ چشمِ جادویت
درباره این غزل
غزلی با «شکری آمیخته به شکایت». حافظ از یاری میگوید که خدمتهایش را بیمزد و منت گذاشت و آرزو میکند کسی را مخدومی بیعنایت نباشد. تشنهلبان آبی نمییابند گویی ولیشناسان از این ولایت رفتهاند. در شب سیاه راه مقصود را گم کرده و ستاره هدایت را صدا میزند. بیت دهم وفاداری را نشان میدهد: ستم از دوست خوشتر از مهربانی مدعی. بیت پایانی حافظ را قاری قرآن در چهارده روایت معرفی میکند.
فال حافظ رسمی فرهنگی و بهانهای برای خواندن شعر است. تعبیرها برداشتی ادبی از غزلاند، نه پیشگویی؛ برای تصمیمهای مهم زندگی به آنها تکیه نکنید.