پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۹۵

مدامم مست می‌دارد، نسیمِ جَعدِ گیسویت

مدامم مست می‌دارد، نسیمِ جَعدِ گیسویتخرابم می‌کند هر دَم، فریبِ چشمِ جادویت

پس از چندین شکیبایی، شبی، یا رب! توان دیدنکه شمعِ دیده افروزیم در محرابِ ابرویت؟

سوادِ لوح بینش را عزیز از بهر آن دارمکه جان را نسخه‌ای باشد ز لوحِ خالِ هندویت

تو گر خواهی که جاویدان جهان یکسر بیاراییصبا را گو که بردارد زمانی بُرقِع از رویت

و گر رسمِ فنا خواهی که از عالم براندازیبرافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت

من و بادِ صبا مِسکین، دو سرگردانِ بی‌حاصلمن از افسونِ چشمت مست و او از بویِ گیسویت

زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبینیاید هیچ در چشمش به جز خاکِ سرِ کویت

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

دلت یک خواسته اصلی دارد و بقیه چیزها برایش فرعی‌اند. این تمرکز ارزشمند است؛ صبر کن و امید داشته باش.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در وصف چشم و گیسو و ابروی یار. نسیم گیسو مدام عاشق را مست می‌دارد و فریب چشم جادو خرابش می‌کند. حافظ آرزو دارد شبی شمع چشمش را در محراب ابروی یار روشن کند. در دو بیت میانی قدرت زیبایی را نشان می‌دهد: اگر یار نقاب بردارد جهان آراسته می‌شود و اگر زلف برافشاند هزار جان از هر مو فرو می‌ریزد. بیت پایانی همت حافظ را می‌ستاید که از دنیا و آخرت جز خاک کوی یار نمی‌خواهد.

شرح بیت‌ها

بیت ۲پس از چندین شکیبایی، شبی، یا رب! توان دیدن / که شمعِ دیده افروزیم در محرابِ ابرویت؟

خدایا پس از این‌همه شکیبایی آیا شبی می‌توان دید که شمع چشم را در محراب ابرویت روشن کنیم؟

بیت ۴تو گر خواهی که جاویدان جهان یکسر بیارایی / صبا را گو که بردارد زمانی بُرقِع از رویت

اگر می‌خواهی جهان را برای همیشه بیارایی، به صبا بگو لحظه‌ای نقاب از رویت بردارد.

بیت ۶من و بادِ صبا مِسکین، دو سرگردانِ بی‌حاصل / من از افسونِ چشمت مست و او از بویِ گیسویت

من و باد صبا، دو سرگردان بی‌حاصلیم؛ من از افسون چشمت مستم و او از بوی گیسویت.

بیت ۷زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی / نیاید هیچ در چشمش به جز خاکِ سرِ کویت

آفرین بر همت حافظ که از دنیا و آخرت جز خاک سر کوی تو چیزی به چشمش نمی‌آید.

معنی واژه‌ها

جعد
موی پیچیده
محراب ابرو
ابروی خمیده
سواد
سیاهی؛ نسخه
لوح
صفحه، تخته
برقع
روبند، نقاب
دنیی و عقبی
دنیا و آخرت