حافظ · غزل شماره ۲۷
در دیرِ مغان آمد، یارم قدحی در دست
در دیرِ مغان آمد، یارم قدحی در دستمست از می و میخواران از نرگسِ مستش مست
در نعلِ سمندِ او شکلِ مهِ نو پیداوز قدِ بلندِ او بالایِ صنوبر، پست
آخر به چه گویم هست از خود خبرم، چون نیستوز بَهرِ چه گویم نیست با وی نظرم، چون هست
شمعِ دلِ دمسازم، بنشست چو او برخاستو افغان ز نظربازان، برخاست چو او بنشست
گر غالیه خوش بو شد، در گیسویِ او پیچیدور وَسمه کمانکَش گشت، در ابروی او پیوست
بازآی که بازآید عمرِ شدهٔ حافظهرچند که ناید باز، تیری که بِشُد از شست
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
دلتنگ کسی یا روزگاری هستی که گذشته است. گذشته برنمیگردد، اما بازگشت کسی که دوستش داری میتواند به امروزت جانی تازه بدهد.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی با ریتمی تند و ضربی. یار قدح به دست به دیر مغان آمده؛ خودش مست از می است و میخواران از چشم مست او. حافظ با بازیهای زبانی «برخاست» و «بنشست»، و «هست» و «نیست»، حال بیخودی عاشق را نشان میدهد. بیت پایانی از مشهورترین ابیات است: بازآی تا عمر رفته حافظ بازآید، هرچند تیری که از شست رفت، بازنمیگردد.
شرح بیتها
بیت ۲در نعلِ سمندِ او شکلِ مهِ نو پیدا / وز قدِ بلندِ او بالایِ صنوبر، پست
در نعل اسب او شکل ماه نو پیداست و قامت بلند صنوبر در برابر بالای او کوتاه است.
بیت ۴شمعِ دلِ دمسازم، بنشست چو او برخاست / و افغان ز نظربازان، برخاست چو او بنشست
وقتی او برخاست، شمع دل همدم من خاموش شد؛ و وقتی نشست، فریاد نظربازان برخاست.
بیت ۶بازآی که بازآید عمرِ شدهٔ حافظ / هرچند که ناید باز، تیری که بِشُد از شست
بازآی تا عمر رفته حافظ بازآید، هرچند تیری که از شست رها شد بازنمیگردد.
معنی واژهها
- سمند
- اسب زردرنگ
- غالیه
- عطری سیاه و خوشبو از آمیزه مشک و عنبر
- وسمه
- رنگ سیاهی که بر ابرو میکشیدند
- شست
- انگشتگیر کماندار