پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۳۶۶

ما بدین در نه پِیِ حشمت و جاه آمده‌ایم

ما بدین در نه پِیِ حشمت و جاه آمده‌ایماز بد حادثه این جا به پناه آمده‌ایم

رهروِ منزلِ عشقیم و زِ سرحدِّ عَدَمتا به اقلیمِ وجود این همه راه آمده‌ایم

سبزهٔ خطِّ تو دیدیم و زِ بُستانِ بهشتبه طلبکاریِ این مهرگیاه آمده‌ایم

با چُنین گنج که شد خازنِ او روحِ امینبه گدایی به درِ خانهٔ شاه آمده‌ایم

لنگرِ حِلمِ تو ای کشتیِ توفیق کجاست؟که در این بحرِ کَرَم غرقِ گناه آمده‌ایم

آبرو می‌رود ای ابرِ خطاپوش ببارکه به دیوانِ عمل نامه‌سیاه آمده‌ایم

حافظ این خرقهٔ پشمینه بینداز که مااز پِیِ قافله با آتشِ آه آمده‌ایم

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

از سختی‌ها به جایی امن پناه آورده‌ای؛ این پناه تو را می‌پذیرد. به بخشش امیدوار باش و با فروتنی درخواستت را بگو.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

از مشهورترین غزل‌های حافظ در پناه بردن و امید به بخشش. ما به این در نه برای شکوه و مقام آمده‌ایم؛ از بد حادثه این‌جا به پناه آمده‌ایم. بیت دوم تصویری از سفر روح است: رهرو منزل عشقیم و از مرز نیستی تا سرزمین هستی این همه راه آمده‌ایم. بیت پنجم دعایی است: ای کشتی توفیق، لنگر بردباری‌ات کجاست که در این دریای کرم غرق گناه آمده‌ایم. بیت ششم نیز مشهور است: آبرو می‌رود، ای ابر خطاپوش ببار.

شرح بیت‌ها

بیت ۱ما بدین در نه پِیِ حشمت و جاه آمده‌ایم / از بد حادثه این جا به پناه آمده‌ایم

ما به این در نه برای شکوه و مقام آمده‌ایم؛ از بد حادثه این‌جا به پناه آمده‌ایم.

بیت ۲رهروِ منزلِ عشقیم و زِ سرحدِّ عَدَم / تا به اقلیمِ وجود این همه راه آمده‌ایم

رهرو منزل عشقیم و از مرز نیستی تا سرزمین هستی این همه راه آمده‌ایم.

بیت ۴با چُنین گنج که شد خازنِ او روحِ امین / به گدایی به درِ خانهٔ شاه آمده‌ایم

با چنین گنجی که روح‌الامین نگهبانش شد، به گدایی به در خانه شاه آمده‌ایم.

بیت ۵لنگرِ حِلمِ تو ای کشتیِ توفیق کجاست؟ / که در این بحرِ کَرَم غرقِ گناه آمده‌ایم

ای کشتی توفیق، لنگر بردباری‌ات کجاست؟ که در این دریای کرم غرق گناه آمده‌ایم.

بیت ۶آبرو می‌رود ای ابرِ خطاپوش ببار / که به دیوانِ عمل نامه‌سیاه آمده‌ایم

آبرو می‌رود، ای ابر خطاپوش ببار، که با نامه سیاه به دیوان عمل آمده‌ایم.

معنی واژه‌ها

حشمت
شکوه
بد حادثه
پیشامد ناگوار
سرحد عدم
مرز نیستی
اقلیم وجود
سرزمین هستی
مهرگیاه
گیاهی افسانه‌ای برای جلب محبت
روح امین
جبرئیل
حلم
بردباری