پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۶۳

رویِ تو کس ندید و هزارت رقیب هست

رویِ تو کس ندید و هزارت رقیب هستدر غنچه‌ای هنوز و صدت عندلیب هست

گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیستچون من در آن دیار هزاران غریب هست

در عشق، خانقاه و خرابات فرق نیستهر جا که هست پرتوِ رویِ حبیب هست

آن جا که کارِ صومعه را جلوه می‌دهندناقوسِ دِیرِ راهب و نامِ صلیب هست

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکردای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست

فریادِ حافظ این همه آخِر به هرزه نیستهم قصه‌ای غریب و حدیثی عجیب هست

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

اگر احساس می‌کنی دیده نمی‌شوی، از خودت بپرس چقدر صادقانه خواسته‌ای. «درد نیست وگرنه طبیب هست»؛ خواسته واقعی راه خود را پیدا می‌کند.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی کوتاه و ژرف. یار هنوز در غنچه است و کسی رویش را ندیده، اما هزار رقیب و صد بلبل دارد. حافظ می‌گوید در عشق خانقاه و میکده فرقی ندارد؛ هر جا پرتو روی دوست هست، همان‌جا قبله است. بیت پنجم پندی مشهور است: کدام عاشق است که یار به حالش نظر نکرد؟ درد نیست، وگرنه طبیب هست.

شرح بیت‌ها

بیت ۱رویِ تو کس ندید و هزارت رقیب هست / در غنچه‌ای هنوز و صدت عندلیب هست

روی تو را کسی ندیده و هزار رقیب داری؛ هنوز در غنچه‌ای و صد بلبل داری.

بیت ۳در عشق، خانقاه و خرابات فرق نیست / هر جا که هست پرتوِ رویِ حبیب هست

در عشق میان خانقاه و میخانه فرقی نیست؛ هر جا هست، پرتو روی حبیب هست.

بیت ۵عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد / ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست

کدام عاشق است که یار به حالش نظر نکرد؟ ای خواجه، درد نیست، وگرنه طبیب هست.

معنی واژه‌ها

رقیب
رقیب عشقی، مدعی
عندلیب
بلبل
خرابات
میکده
صومعه
عبادتگاه
ناقوس
زنگ کلیسا
هرزه
بیهوده