حافظ · غزل شماره ۷۲
راهیست راهِ عِشْق که هیچَش کِنارِه نیست
راهیست راهِ عِشْق که هیچَش کِنارِه نیستآنجا جُز آنکه جان بِسِپارَنْد، چارِه نیست
هر گَه که دِل به عِشْق دِهی، خوش دَمی بُوَددر کارِ خِیْر، حاجَتِ هیچ اِسْتِخاره نیست
ما را زِ مَنْعِ عَقْل مَتَرْسان و مِی بیار!کآن شِحْنِه در وِلایَتِ ما، هیچ کارِه نیست
اَز چَشْمِ خود بِپُرس که ما را که میکُشَد؟جانا، گُناهِ طالِع و جُرْمِ سِتارِه نیست
او را به چَشْمِ پاک، تَوان دید چون هِلالهَر دیده، جایِ جِلْوِهٔ آن ماهپارِه نیست
فُرْصَت شِمُر طَریقِهٔ رِنْدی که این نِشانچون راهِ گَنْج، بَر هَمِهکَس، آشْکارِه نیست
نَگْرِفْت در تو، گِرْیِهٔ «حافِظ»، به هیچ روحِیْرانِ آن دِلَم که کَم از سَنْگِ خارِه نیست
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
اگر کار نیکی در دل داری، دودل نباش؛ «در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست». با دل پاک و بیتردید شروع کن.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی درباره بیکرانگی عشق. «راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست» و آنجا چارهای جز سپردن جان نیست. بیت دوم پندی مشهور است: هرگاه دل به عشق دهی خوش است؛ در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست. حافظ گناه را از چشم یار میداند نه از بخت و ستاره، و طریقه رندی را گنجی پنهان که بر همه آشکار نیست.
شرح بیتها
بیت ۱راهیست راهِ عِشْق که هیچَش کِنارِه نیست / آنجا جُز آنکه جان بِسِپارَنْد، چارِه نیست
راه عشق راهی است که هیچ کرانهای ندارد؛ آنجا جز سپردن جان چارهای نیست.
بیت ۲هر گَه که دِل به عِشْق دِهی، خوش دَمی بُوَد / در کارِ خِیْر، حاجَتِ هیچ اِسْتِخاره نیست
هر وقت دل به عشق بدهی، لحظه خوشی است؛ برای کار خیر به هیچ استخارهای نیاز نیست.
بیت ۴اَز چَشْمِ خود بِپُرس که ما را که میکُشَد؟ / جانا، گُناهِ طالِع و جُرْمِ سِتارِه نیست
از چشم خودت بپرس که چه کسی ما را میکشد؛ جانا، گناه بخت و جرم ستاره نیست.
بیت ۵او را به چَشْمِ پاک، تَوان دید چون هِلال / هَر دیده، جایِ جِلْوِهٔ آن ماهپارِه نیست
او را مانند هلال ماه فقط با چشم پاک میتوان دید؛ هر چشمی جای جلوه آن ماه نیست.
معنی واژهها
- کناره
- کرانه، پایان
- استخاره
- طلب خیر با فال قرآن یا تسبیح
- شحنه
- داروغه
- طالع
- بخت
- ماهپاره
- زیبارو
- سنگ خاره
- سنگ سخت