پرش به محتوا
گلپسر

فال شما · غزل شماره ۲۱۱ دیوان حافظ

دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود

تعبیر فال

پیام کلی: هشدار

هشدار روشن این فال در بیت هفتم است: «یار مفروش به دنیا، که بسی سود نکرد آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود». کسی را که دوستت دارد برای سود و موقعیت از دست نده. حافظ می‌گوید یار با چهره‌ای برافروخته آمد و هرچند تهدید می‌کرد، نگاهی پنهان به من داشت. گاهی پشت ظاهر سخت، مهری پنهان هست؛ آن را ببین و قدرش را بدان.

شاه‌بیت فال شما

یار مَفروش به دنیا که بسی سود نکردآن که یوسف به زَرِ ناسره بفروخته بود

متن کامل غزل

دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بودتا کجا باز دلِ غمزده‌ای سوخته بود

رسم عاشق‌کُشی و شیوهٔ شهرآشوبیجامه‌ای بود که بر قامتِ او دوخته بود

جانِ عُشّاق سپندِ رخِ خود می‌دانستو آتشِ چهره بدین کار برافروخته بود

گر‌چه می‌گفت که زارَت بِکُشم می‌دیدمکه نهانش نظری با منِ دلسوخته بود

کفرِ زلفش رَهِ دین می‌زد و آن سنگین‌ دلدر پِی‌اش مشعلی از چهره برافروخته بود

دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریختالله الله، که تلف کرد و که اندوخته بود؟

یار مَفروش به دنیا که بسی سود نکردآن که یوسف به زَرِ ناسره بفروخته بود

گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظیا رب این قلب‌شناسی ز که آموخته بود؟

شاهد فال

به رسم قدیم، پس از خواندن فال، نخستین بیت غزل بعدی را «شاهد» می‌گیرند تا پیام فال را تأیید کند. شاهد فال شما مطلع غزل ۲۱۲ است:

یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بودوز لبِ ساقی شرابم در مَذاق افتاده بود

غزل کامل شاهد و شرح آن

درباره این غزل

غزلی در وصف یاری که با چهره برافروخته آمد. دیشب می‌آمد و رخسارش برافروخته بود؛ باز دل غمزده‌ای را سوزانده بود. بیت دوم تصویری زیبا دارد: رسم عاشق‌کشی و شهرآشوبی جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بودند. بیت چهارم امیدبخش است: هرچند می‌گفت زارت می‌کشم، می‌دیدم که پنهانی نظری با من دارد. بیت هفتم پندی مشهور است: یار را به دنیا مفروش، که آن‌که یوسف را به زر ناسره فروخت سودی نبرد.

شرح بیت به بیت و معنی واژه‌های این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و بهانه‌ای برای خواندن شعر است. تعبیرها برداشتی ادبی از غزل‌اند، نه پیشگویی؛ برای تصمیم‌های مهم زندگی به آن‌ها تکیه نکنید.