پرش به محتوا
گلپسر

فال شما · غزل شماره ۳۴۲ دیوان حافظ

حجابِ چهرهٔ جان می‌شود غبارِ تنم

تعبیر فال

پیام کلی: صبر

ای صاحب فال، پرسش‌های بزرگ زندگی ذهنت را مشغول کرده است؛ حافظ در یکی از ژرف‌ترین بیت‌هایش می‌گوید: عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتم؛ دریغ و درد که از کار خویشتن غافلم. فال تو می‌گوید این پرسش‌ها نشانه عمق توست. به درونت توجه کن؛ ظاهر آرام همیشه نشانه آرامش درون نیست. صبر کن تا غبار کنار برود و چهره جان پیدا شود.

شاه‌بیت فال شما

عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتمدریغ و درد که غافل ز کارِ خویشتنم

متن کامل غزل

حجابِ چهرهٔ جان می‌شود غبارِ تنمخوشا دَمی که از آن چهره پرده برفکنم

چُنین قفس نه سزایِ چو من خوش‌اَلحانی‌سترَوَم به گلشنِ رضوان، که مرغِ آن چمنم

عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتمدریغ و درد که غافل ز کارِ خویشتنم

چگونه طوف کنم در فضایِ عالمِ قدس؟که در سراچهٔ ترکیب، تخته‌‌بندِ تنم

اگر ز خونِ دلم بویِ شوق می‌آیدعجب مدار که هم‌دردِ نافهٔ خُتنم

طرازِ پیرهنِ زَرکشم مبین چون شمعکه سوزهاست نهانی درونِ پیرهنم

بیا و هستیِ حافظ ز پیشِ او بردارکه با وجودِ تو کس نشنود ز من که منم

شاهد فال

به رسم قدیم، پس از خواندن فال، نخستین بیت غزل بعدی را «شاهد» می‌گیرند تا پیام فال را تأیید کند. شاهد فال شما مطلع غزل ۳۴۳ است:

چِل سال بیش رفت که من لاف می‌زنمکز چاکرانِ پیرِ مُغان کمترین منم

غزل کامل شاهد و شرح آن

درباره این غزل

از ژرف‌ترین غزل‌های فلسفی حافظ درباره روح و تن. غبار تنم حجاب چهره جان می‌شود؛ خوشا دمی که از آن چهره پرده برافکنم. بیت دوم تصویر روح است: چنین قفسی سزاوار خوش‌آوازی چون من نیست؛ به گلشن بهشت می‌روم که مرغ آن چمنم. بیت سوم از مشهورترین پرسش‌های فلسفی ادب فارسی است: آشکار نشد که چرا آمدم و کجا رفتم؛ دریغ که از کار خویشتن غافلم. بیت پایانی: هستی حافظ را از پیش او بردار.

شرح بیت به بیت و معنی واژه‌های این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و بهانه‌ای برای خواندن شعر است. تعبیرها برداشتی ادبی از غزل‌اند، نه پیشگویی؛ برای تصمیم‌های مهم زندگی به آن‌ها تکیه نکنید.