پرش به محتوا
گلپسر

فال شما · غزل شماره ۳۵۱ دیوان حافظ

حاشا که من به موسمِ گُل تَرکِ مِی کُنم

تعبیر فال

پیام کلی: امید

ای صاحب فال، اگر از بحث‌ها و کشمکش‌های بی‌پایان خسته شده‌ای، این غزل با تو همدل است: «از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت، یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم». مدتی به آنچه دلت را شاد می‌کند بپرداز. حافظ از لطف خدا امیدوار است که صد نامه سیاه را درمی‌نوردد. جانت امانتی است؛ قدرش را بدان و به رحمت امیدوار باش.

شاه‌بیت فال شما

از قیل و قالِ مدرسه حالی دلم گرفتیک چند نیز خدمتِ معشوق و مِی کنم

متن کامل غزل

حاشا که من به موسمِ گُل تَرکِ مِی کُنممن لافِ عقل می‌زنم، این کار کِی کنم

مطرب کجاست تا همه محصولِ زهد و عِلمدر کارِ چنگ و بَربَط و آوازِ نِی کُنَم

از قیل و قالِ مدرسه حالی دلم گرفتیک چند نیز خدمتِ معشوق و مِی کنم

کِی بود در زمانه وفا؟ جامِ مِی بیارتا من حکایتِ جم و کاووسِ کِی کنم

از نامهٔ سیاه نترسم که روزِ حشربا فیضِ لطفِ او صد از این نامه طِی کنم

کو پیک صبح؟ تا گله‌های شبِ فِراقبا آن خجسته طالعِ فرخنده پِی کنم

این جانِ عاریت که به حافظ سپرد دوستروزی رُخش ببینم و تسلیمِ وی کنم

شاهد فال

به رسم قدیم، پس از خواندن فال، نخستین بیت غزل بعدی را «شاهد» می‌گیرند تا پیام فال را تأیید کند. شاهد فال شما مطلع غزل ۳۵۲ است:

روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنمدر لباسِ فقر کارِ اهلِ دولت می‌کنم

غزل کامل شاهد و شرح آن

درباره این غزل

غزلی در رهایی از مدرسه و روی آوردن به عشق. حاشا که در فصل گل می را ترک کنم؛ من لاف عقل می‌زنم، این کار را کی می‌کنم؟ بیت سوم از ابیات مشهور است: از قیل و قال مدرسه اکنون دلم گرفت؛ چندی هم خدمت معشوق و می می‌کنم. بیت پنجم امید به رحمت است: از نامه سیاه (اعمال) نمی‌ترسم، که روز حشر با فیض لطف او صد نامه مانند آن را درمی‌نوردم. بیت پایانی: این جان عاریت که دوست به حافظ سپرد، روزی رخش را ببینم و به او تسلیم کنم.

شرح بیت به بیت و معنی واژه‌های این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و بهانه‌ای برای خواندن شعر است. تعبیرها برداشتی ادبی از غزل‌اند، نه پیشگویی؛ برای تصمیم‌های مهم زندگی به آن‌ها تکیه نکنید.