پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۳۵۲

روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم

روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنمدر لباسِ فقر کارِ اهلِ دولت می‌کنم

تا کی اندر دام وصل آرم تَذَروی خوش‌خَرامدر کمینم و انتظار وقتِ فرصت می‌کنم

واعظِ ما بوی حق نشنید بشنو کاین سخندر حضورش نیز می‌گویم نه غیبت می‌کنم

با صبا افتان و خیزان می‌روم تا کویِ دوستو از رفیقان ره استمدادِ همت می‌کنم

خاکِ کویت زحمت ما برنتابد بیش از اینلطف‌ها کردی بتا، تخفیفِ زحمت می‌کنم

زلفِ دلبر دامِ راه و غمزه‌اش تیرِ بلاستیاد دار ای دل که چندینت نصیحت می‌کنم

دیدهٔ بدبین بپوشان ای کریمِ عیب‌پوشزین دلیری‌ها که من در کُنجِ خلوت می‌کنم

حافظم در مجلسی دُردی‌کشم در محفلیبنگر این شوخی که چون با خلق، صنعت می‌کنم

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

اگر نقدی داری، آن را رو‌به‌رو بگو، نه پشت سر. از همراهانت در این راه کمک بخواه.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در خدمت میخانه و صراحت در سخن. روزگاری است که در میخانه خدمت می‌کنم و در لباس فقر کار اهل دولت را می‌کنم. بیت سوم صراحت حافظ است: واعظ ما بوی حق نشنیده؛ بشنو، این سخن را در حضورش هم می‌گویم، غیبت نمی‌کنم. بیت ششم پندی به دل است: زلف دلبر دام راه و غمزه‌اش تیر بلاست؛ ای دل به یاد داشته باش که چقدر نصیحتت می‌کنم. بیت هفتم دعایی است: ای کریم عیب‌پوش، چشم بدبین را بپوشان.

شرح بیت‌ها

بیت ۱روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم / در لباسِ فقر کارِ اهلِ دولت می‌کنم

روزگاری است که در میخانه خدمت می‌کنم و در لباس فقر کار اهل دولت را انجام می‌دهم.

بیت ۳واعظِ ما بوی حق نشنید بشنو کاین سخن / در حضورش نیز می‌گویم نه غیبت می‌کنم

واعظ ما بوی حق نشنیده؛ بشنو، این سخن را در حضورش هم می‌گویم، غیبت نمی‌کنم.

بیت ۴با صبا افتان و خیزان می‌روم تا کویِ دوست / و از رفیقان ره استمدادِ همت می‌کنم

با صبا افتان و خیزان تا کوی دوست می‌روم و از رفیقان راه یاری همت می‌خواهم.

بیت ۶زلفِ دلبر دامِ راه و غمزه‌اش تیرِ بلاست / یاد دار ای دل که چندینت نصیحت می‌کنم

زلف دلبر دام راه و غمزه‌اش تیر بلاست؛ ای دل به یاد داشته باش که چقدر نصیحتت می‌کنم.

بیت ۷دیدهٔ بدبین بپوشان ای کریمِ عیب‌پوش / زین دلیری‌ها که من در کُنجِ خلوت می‌کنم

ای کریم عیب‌پوش، چشم بدبین را بپوشان از این دلیری‌ها که من در کنج خلوت می‌کنم.

معنی واژه‌ها

لباس فقر
جامه درویشی
تذرو
قرقاول
غیبت
بدگویی پشت سر
استمداد
یاری خواستن
تخفیف زحمت
کم کردن زحمت
دردی‌کش
رند
صنعت
هنر، نیرنگ