پرش به محتوا
گلپسر

فال شما · غزل شماره ۴۷۹ دیوان حافظ

صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی

تعبیر فال

پیام کلی: پند

منیت را کنار بگذار تا سبک شوی؛ حافظ می‌گوید در دریای «ما» و «من» افتاده‌ام، کمک کن تا از مایی و منی رها شوم. پند اصلی فال تو در بیت سوم است: «در کار یار باش که کاری است کردنی». در کار محبت و خدمت به عزیزانت باش؛ این کاری است که ارزش انجام دادن دارد. صبح زمستانی است؛ دل را گرم نگه دار و خوش بگذران.

شاه‌بیت فال شما

خونِ پیاله خور که حلال است خون اودر کار یار باش که کاری‌ست کردنی

متن کامل غزل

صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنیبرگ صبوح ساز و بده جام یک منی

در بحر مایی و منی افتاده‌ام، بیارمی تا خلاص بخشدم از مایی و منی

خونِ پیاله خور که حلال است خون اودر کار یار باش که کاری‌ست کردنی

ساقی به دست باش که غم در کمین ماستمطرب نگاه دار همین ره که می‌زنی

مِی ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت«خوش بگذران و بشنو از این پیرِ منحنی»

ساقی به بی‌نیازی رندان که می بدهتا بشنوی ز صوت مغنی «هو الغنی»

شاهد فال

به رسم قدیم، پس از خواندن فال، نخستین بیت غزل بعدی را «شاهد» می‌گیرند تا پیام فال را تأیید کند. شاهد فال شما مطلع غزل ۴۸۰ است:

ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنیسود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی

غزل کامل شاهد و شرح آن

درباره این غزل

غزلی در سحرگاه زمستانی و رهایی از منیت. صبح است و ژاله از ابر بهمن می‌چکد؛ توشه صبحگاهی بساز و جام یک‌منی بده. بیت دوم ژرف است: در دریای مایی و منی افتاده‌ام؛ می بیاور تا مرا از مایی و منی رها کند. بیت سوم پندی است: در کار یار باش که کاری است کردنی. بیت پنجم تصویری زیباست: چنگ سر به گوشم آورد و گفت خوش بگذران و از این پیر خمیده بشنو. بیت پایانی بازی لفظی دارد: به بی‌نیازی رندان می بده تا از آواز مغنی «هو الغنی» (او بی‌نیاز است) بشنوی.

شرح بیت به بیت و معنی واژه‌های این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و بهانه‌ای برای خواندن شعر است. تعبیرها برداشتی ادبی از غزل‌اند، نه پیشگویی؛ برای تصمیم‌های مهم زندگی به آن‌ها تکیه نکنید.