حافظ · غزل شماره ۱
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْها
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْهاکه عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
به بویِ نافهای کآخِر صبا زان طُرّه بُگشایدز تابِ جَعدِ مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش، چون هر دَمجَرَس فریاد میدارد که بَربندید مَحمِلها
به مِی سجّاده رنگین کُن گَرَت پیرِ مُغان گویدکه سالِک بیخبر نَبْوَد ز راه و رسمِ منزلها
شبِ تاریک و بیمِ موج و گِردابی چنین هایلکجا دانند حالِ ما سبکبارانِ ساحلها؟
همهْ کارم ز خودکامی به بدنامی کشید آخرنهان کِی مانَد آن رازی کَزو سازند مَحفلها؟
حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظمَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
کاری که در آغاز ساده به نظر میرسید دشوارتر از انتظار شده است. اگر به آن دل بستهای، پیوسته و بیغفلت دنبالش کن و از داوری کسانی که از دور تماشا میکنند دلسرد نشو.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزل آغازین دیوان در تصحیح غنی و قزوینی. حافظ از دشواری راه عشق میگوید: در آغاز آسان مینمود، اما گرفتاریها یکی پس از دیگری رسید. تصویرهای کاروانِ همیشه در کوچ و دریای طوفانی، ناامنی و بیقراری عاشق را نشان میدهد و بیت پایانی، راه رسیدن را حضور پیوسته نزد دوست و رها کردن دنیا میداند. روایتی مشهور مصراع عربی نخست را برگرفته از شعری منسوب به یزید بن معاویه میداند، اما این انتساب ثابت نشده است.
شرح بیتها
بیت ۱اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْها / که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
«ای ساقی، جام را بگردان و به من بده»؛ عشق در آغاز آسان به نظر آمد، ولی دشواریها پیش آمد.
بیت ۳مرا در منزلِ جانان چه امنِ عیش، چون هر دَم / جَرَس فریاد میدارد که بَربندید مَحمِلها
در منزل معشوق هم آسودگی نیست، چون زنگ کاروان پیوسته بانگ میزند که بار ببندید؛ یعنی هیچ آرامشی پایدار نیست.
بیت ۵شبِ تاریک و بیمِ موج و گِردابی چنین هایل / کجا دانند حالِ ما سبکبارانِ ساحلها؟
آنان که سبکبار در ساحل ایستادهاند، حال ما را که در شب تاریک میان موج و گرداب گرفتاریم نمیفهمند.
بیت ۷حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ / مَتیٰ ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا وَ اَهْمِلْها
اگر حضور دوست را میخواهی از او غافل مشو؛ مصراع عربی یعنی «هرگاه به محبوب رسیدی، دنیا را رها کن و به حال خود بگذار».
معنی واژهها
- نافه
- کیسه مشک در ناف آهوی ختن
- طُرّه
- موی پیشانی، زلف
- جَعد
- موی پیچیده و مجعد
- جَرَس
- زنگ بزرگ کاروان
- مَحمِل
- کجاوه، هودج
- پیر مغان
- پیر میکده؛ در زبان حافظ راهنمای معنوی
- سالک
- رهرو راه معرفت