پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۱۱۴

همایِ اوجِ سعادت به دامِ ما افتد

همایِ اوجِ سعادت به دامِ ما افتداگر تو را گذری بر مقام ما افتد

حباب‌وار براندازم از نشاط کلاهاگر ز رویِ تو عکسی به جامِ ما افتد

شبی که ماهِ مراد از افق شود طالعبُوَد که پرتوِ نوری به بامِ ما افتد

به بارگاهِ تو چون باد را نباشد بارکی اتفاقِ مجالِ سلامِ ما افتد؟

چو جان فدای لبش شد خیال می‌بستمکه قطره‌ای ز زلالش به کامِ ما افتد

خیالِ زلفِ تو گفتا که جان وسیله مسازکز این شکار، فراوان به دامِ ما افتد

به ناامیدی از این در مرو، بزن فالیبُوَد که قرعهٔ دولت به نامِ ما افتد

ز خاکِ کوی تو هر گَه که دَم زند حافظنسیمِ گلشن جان در مشامِ ما افتد

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

ناامید نشو و دوباره تلاش کن. این غزل از فال‌های امیدبخش است: شاید این بار «قرعه دولت به نام تو افتد».

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی امیدوار با ردیف «افتد». اگر یار از مقام عاشق بگذرد، همای سعادت به دام او می‌افتد. شبی که ماه مراد طلوع کند، شاید پرتوی به بام ما هم بیفتد. بیت هفتم به رسم فال‌گیری اشاره دارد: از این در ناامید مرو، فالی بزن، شاید قرعه دولت به نام ما افتد. این غزل از غزل‌هایی است که در فال حافظ امیدبخش شمرده می‌شوند.

شرح بیت‌ها

بیت ۱همایِ اوجِ سعادت به دامِ ما افتد / اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

اگر گذرت به جایگاه ما بیفتد، همای اوج خوشبختی به دام ما می‌افتد.

بیت ۲حباب‌وار براندازم از نشاط کلاه / اگر ز رویِ تو عکسی به جامِ ما افتد

اگر عکسی از روی تو در جام ما بیفتد، از شادی مانند حباب کلاه از سر می‌اندازم.

بیت ۳شبی که ماهِ مراد از افق شود طالع / بُوَد که پرتوِ نوری به بامِ ما افتد

شبی که ماه مراد از افق طلوع کند، شاید پرتوی از نورش به بام ما بیفتد.

بیت ۷به ناامیدی از این در مرو، بزن فالی / بُوَد که قرعهٔ دولت به نامِ ما افتد

با ناامیدی از این در مرو؛ فالی بزن، شاید قرعه دولت به نام ما بیفتد.

معنی واژه‌ها

هما
پرنده خوشبختی
اوج
بلندی
طالع
طلوع‌کننده
بار
اجازه ورود
زلال
آب گوارا
قرعه
بخت، سهم