پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۱۲۷

روشنیِ طلعتِ تو ماه ندارد

روشنیِ طلعتِ تو ماه نداردپیشِ تو گُل، رونقِ گیاه ندارد

گوشهٔ ابرویِ توست منزلِ جانمخوشتر از این گوشه، پادْشاه ندارد

تا چه کُنَد با رخِ تو دودِ دلِ منآینه دانی که تابِ آه ندارد

شوخیِ نرگس نگر که پیشِ تو بشکفتچشمْ دریده، ادب نگاه ندارد

دیدم و آن چشمِ دلْ‌سیه که تو داریجانبِ هیچ آشنا نگاه ندارد

رَطلِ گرانم ده ای مریدِ خراباتشادیِ شیخی که خانقاه ندارد

خون خور و خامُش نشین که آن دلِ نازکطاقتِ فریاد دادخواه ندارد

گو برو و آستین به خونِ جگر شویهر که در این آستانه راه ندارد

نی منِ تنها کشم تَطاولِ زلفتکیست که او داغِ آن سیاه ندارد؟

حافظ اگر سجدهٔ تو کرد مکن عیبکافرِ عشق ای صنم گناه ندارد

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

گاهی بهتر است ناراحتی‌ات را با آرامش و صبر نگه داری تا فرصت مناسب برای گفتنش برسد. کسی که دوستش داری ممکن است امروز تحمل گله را نداشته باشد.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در ستایش زیبایی بی‌همتای یار. ماه روشنی روی او را ندارد و گل در برابرش ارزش گیاهی را هم ندارد. گوشه ابروی یار منزل جان حافظ است و پادشاه هم گوشه‌ای خوش‌تر از این ندارد. بیت چهارم تصویری شوخ دارد: نرگس گستاخانه پیش تو شکفت؛ چشم‌دریده ادب نگاه نمی‌دارد. بیت هفتم پند تحمل است: خون بخور و خاموش بنشین که آن دل نازک طاقت فریاد دادخواه ندارد.

شرح بیت‌ها

بیت ۲گوشهٔ ابرویِ توست منزلِ جانم / خوشتر از این گوشه، پادْشاه ندارد

گوشه ابروی تو منزل جان من است؛ پادشاه هم گوشه‌ای خوش‌تر از این ندارد.

بیت ۳تا چه کُنَد با رخِ تو دودِ دلِ من / آینه دانی که تابِ آه ندارد

ببینیم دود دل من با روی تو چه می‌کند؛ می‌دانی که آینه تاب آه را ندارد.

بیت ۴شوخیِ نرگس نگر که پیشِ تو بشکفت / چشمْ دریده، ادب نگاه ندارد

گستاخی نرگس را ببین که پیش تو شکفت؛ چشم‌دریده ادب نگاه نمی‌دارد.

بیت ۱۰حافظ اگر سجدهٔ تو کرد مکن عیب / کافرِ عشق ای صنم گناه ندارد

حافظ اگر تو را سجده کرد عیبش مکن؛ ای صنم، کافر عشق گناهی ندارد.

معنی واژه‌ها

طلعت
چهره
تاب آه
تحمل بخار آه
چشم‌دریده
گستاخ
رطل گران
پیمانه بزرگ
تطاول
ستم، دست‌درازی
صنم
بت