حافظ · غزل شماره ۱۳
میدمد صبح و کِلِّه بست سحاب
میدمد صبح و کِلِّه بست سحابالصَبوح الصَبوح یا اصحاب
میچکد ژاله بر رخِ لالهالمُدام المُدام یا احباب
میوزد از چمن نسیمِ بهشتهان، بنوشید دَم به دَم مِیِ ناب
تخت زُمْرُد زده است گل به چمنراحِ چون لعلِ آتشین دریاب
درِ میخانه بستهاند دگراِفتَتِح یا مُفَتِّح الاَبواب
لب و دَندانْت را حقوق نمکهست بر جان و سینههایِ کباب
این چنین موسِمی عجب باشدکه ببندند میکده به شتاب
بر رخِ ساقیِ پری پیکرهمچو حافظ بنوش بادهٔ ناب
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
درِ کاری بسته به نظر میرسد، اما فصل گشایش است. امیدت را از «گشاینده درها» قطع نکن؛ شادی و فرصتهای تازه نزدیکاند.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی سحرگاهی و بهاری با آهنگی پرشتاب. صبح میدمد، ابر پرده بسته، ژاله بر لاله میچکد و نسیم بهشتی از چمن میوزد؛ حافظ یاران را به باده صبحگاهی فرا میخواند. در میانه غزل از بسته شدن میخانه گلایه میکند و از «گشاینده درها» میخواهد در را بگشاید؛ بسته شدن میکده در چنین فصلی را شگفت میداند، که اشارهای به سختگیریهای محتسبان روزگار اوست.
شرح بیتها
بیت ۱میدمد صبح و کِلِّه بست سحاب / الصَبوح الصَبوح یا اصحاب
صبح میدمد و ابر سایبان بسته است؛ «الصبوح الصبوح یا اصحاب» یعنی «ای یاران، باده صبحگاهی، باده صبحگاهی».
بیت ۵درِ میخانه بستهاند دگر / اِفتَتِح یا مُفَتِّح الاَبواب
در میخانه را بستهاند؛ «افتتح یا مفتّح الابواب» یعنی «بگشا، ای گشاینده درها»، که از نامهای خداوند است.
بیت ۷این چنین موسِمی عجب باشد / که ببندند میکده به شتاب
در چنین فصل خوشی عجیب است که میکده را با شتاب ببندند.
معنی واژهها
- کِلّه
- پشهبند، سایبان
- سحاب
- ابر
- ژاله
- شبنم، قطره باران
- مُدام
- شراب
- راح
- شراب
- مُفتّح الابواب
- گشاینده درها؛ از نامهای خدا