حافظ · غزل شماره ۱۴۷
بریدِ بادِ صبا دوشم آگهی آورد
بریدِ بادِ صبا دوشم آگهی آوردکه روزِ محنت و غم رو به کوتهی آورد
به مُطربانِ صَبوحی دهیم جامهٔ چاکبدین نوید که بادِ سحرگهی آورد
بیا بیا که تو حورِ بهشت را رضواندر این جهان ز برایِ دلِ رهی آورد
همیرویم به شیراز با عنایتِ دوستزهی رفیق که بختم به همرهی آورد
به جبرِ خاطرِ ما کوش کـاین کلاهِ نمدبسا شکست که با افسرِ شهی آورد
چه نالهها که رسید از دلم به خرمنِ ماهچو یادِ عارضِ آن ماهِ خرگهی آورد
رساند رایتِ منصور بر فلک حافظکه اِلتِجا به جنابِ شهنشهی آورد
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
روزهای سختی رو به پایان است و خبر خوشی در راه داری. شاید سفری یا بازگشتی پیش رو باشد که همراه خوبی در آن کنارت است.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی شاد در پایان روزهای سختی و بازگشت به شیراز. پیک باد صبا خبر آورد که روز رنج و غم رو به پایان است. حافظ به شکرانه این مژده جامهاش را به مطربان صبحگاهی میبخشد. بیت چهارم نشان میدهد این غزل در سفر سروده شده: با عنایت دوست به شیراز میرویم؛ چه همراه خوبی که بخت برایم آورد. بیت پنجم پندی به بزرگان است: کلاه نمد درویشان بسیار تاج شاهان را شکسته است.
شرح بیتها
بیت ۱بریدِ بادِ صبا دوشم آگهی آورد / که روزِ محنت و غم رو به کوتهی آورد
دیشب پیک باد صبا خبر آورد که روز رنج و غم رو به کوتاهی نهاده است.
بیت ۲به مُطربانِ صَبوحی دهیم جامهٔ چاک / بدین نوید که بادِ سحرگهی آورد
به شکرانه این مژده که باد سحرگاهی آورد، جامه دریده خود را به مطربان صبحگاهی میبخشیم.
بیت ۴همیرویم به شیراز با عنایتِ دوست / زهی رفیق که بختم به همرهی آورد
با عنایت دوست به شیراز میرویم؛ آفرین بر همراهی که بخت برایم آورد.
بیت ۵به جبرِ خاطرِ ما کوش کـاین کلاهِ نمد / بسا شکست که با افسرِ شهی آورد
در دلجویی از ما بکوش، که این کلاه نمد (درویشی) بسا تاج شاهی را شکسته است.
معنی واژهها
- برید
- پیک، نامهرسان
- صبوحی
- باده صبحگاهی
- رضوان
- نگهبان بهشت
- رهی
- بنده، غلام
- جبر خاطر
- دلجویی
- افسر
- تاج
- خرگهی
- خیمهنشین
- رایت منصور
- پرچم پیروز