حافظ · غزل شماره ۱۵۱
دَمی با غم به سر بردن، جهان یک سر نمیارزد
دَمی با غم به سر بردن، جهان یک سر نمیارزدبه می بفروش دلقِ ما، کز این بهتر نمیارزد
به کویِ می فروشانش، به جامی بر نمیگیرندزهی سجادهٔ تقوا که یک ساغر نمیارزد
رقیبم سرزنشها کرد کز این باب رُخ برتابچه افتاد این سر ما را که خاکِ در نمیارزد؟
شکوهِ تاجِ سلطانی که بیمِ جان در او دَرج استکلاهی دلکش است اما به تَرکِ سر نمیارزد
چه آسان مینمود اول غمِ دریا به بوی سودغلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمیارزد
تو را آن بِهْ که رویِ خود ز مشتاقان بپوشانیکه شادیِّ جهانگیری، غمِ لشکر نمیارزد
چو حافظ در قناعت کوش و از دنیایِ دون بگذرکه یک جو مِنَّتِ دونان دو صد من زر نمیارزد
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
پیش از ورود به کاری پرمخاطره، بسنج که ارزش آرامشت را دارد یا نه. قناعت و عزت نفس از ثروتی که با منت همراه باشد بهتر است.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
از مشهورترین غزلهای حکمی حافظ با ردیف «نمیارزد». یک دم با غم سر کردن به همه جهان نمیارزد. بیت چهارم از ابیات پرکاربرد است: شکوه تاج سلطانی که ترس جان در آن نهفته، کلاهی دلکش است اما به ترک سر نمیارزد. بیت پنجم تجربهای تلخ است: غم دریا به امید سود اول آسان مینمود؛ اشتباه کردم، این طوفان به صد گوهر نمیارزد. بیت پایانی پند قناعت است: یک جو منت فرومایگان به دویست من زر نمیارزد.
شرح بیتها
بیت ۱دَمی با غم به سر بردن، جهان یک سر نمیارزد / به می بفروش دلقِ ما، کز این بهتر نمیارزد
یک دم با غم به سر بردن به همه جهان نمیارزد؛ خرقه ما را به می بفروش که بیش از این نمیارزد.
بیت ۲به کویِ می فروشانش، به جامی بر نمیگیرند / زهی سجادهٔ تقوا که یک ساغر نمیارزد
در کوی میفروشان آن را به جامی هم نمیپذیرند؛ آفرین بر سجاده تقوایی که به یک ساغر نمیارزد!
بیت ۴شکوهِ تاجِ سلطانی که بیمِ جان در او دَرج است / کلاهی دلکش است اما به تَرکِ سر نمیارزد
شکوه تاج سلطانی که ترس جان در آن نهفته، کلاهی دلکش است اما به از دست دادن سر نمیارزد.
بیت ۵چه آسان مینمود اول غمِ دریا به بوی سود / غلط کردم که این طوفان به صد گوهر نمیارزد
غم دریا به امید سود اول چه آسان مینمود؛ اشتباه کردم، این طوفان به صد گوهر نمیارزد.
بیت ۷چو حافظ در قناعت کوش و از دنیایِ دون بگذر / که یک جو مِنَّتِ دونان دو صد من زر نمیارزد
مانند حافظ قناعت کن و از دنیای پست بگذر، که یک جو منت فرومایگان به دویست من زر نمیارزد.
معنی واژهها
- دلق
- خرقه
- سجاده
- جانماز
- درج
- نهفته
- دنیای دون
- دنیای پست
- دونان
- فرومایگان
- منت
- سپاسگزاری تحمیلی