پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۱۹۴

سَمَن‌بویان، غُبارِ غَم چو بِنْشینَنْد؛ بِنْشانَنْد

سَمَن‌بویان، غُبارِ غَم چو بِنْشینَنْد؛ بِنْشانَنْدپَری‌رویان، قَرار از دِل چو بِسْتیزَنْد؛ بِسْتانَنْد

بِه فِتْراکِ جَفا، دِل‌ها چو بَربَنْدَنْد؛ بَربَنْدَنْدزِ زُلْفِ عَنْبَرین، جان‌ها چو بُگشایَنْد؛ بِفْشانَنْد

بِه عُمْری، یِک نَفَس با ما چو بِنْشینَنْد؛ بَرخیزَنْدنَهالِ شوق در خاطِر چو بَرخیزَنْد، بِنْشانَنْد

سِرِشْکِ گوشِه‌گیران را چو دَریابَنْد، دُر یابَنٔدرُخِ مِهْر از سَحَرخیزان نَگَردانَنْد، اَگَر دانند

زِ چَشْمَم، لَعْلِ رُمّانی چو می‌خَنْدَنْد، می‌بارَنْدزِ رویَم، رازِ پِنْهانی چو می‌بینَنْد؛ می‌خوانَنْد

دَوایِ دَرْدِ عاشِق را کسی کاو سَهْل پِنْدارَدزِ فِکْر، آنان کِه دَر تَدْبیر درمانند، در مانند

چو مَنْصور از مُراد آنان که بردارند، بر دارندبدین درگاه، «حافِظ» را چو می‌خوانَنْد؛ می‌رانَنْد

دَر این حَضْرَت چو مُشْتاقان نیاز آرَنْد، ناز آرَنْدکِه با این دَرْد اگر دربند درمانند، در مانند

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

کسانی که اشک پنهانت را ببینند، ارزش واقعی‌ات را می‌یابند. صبر کن؛ قدرشناسی در راه است.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی شگفت از نظر صناعت ادبی که در هر مصراع جناس و تکرار آوایی دارد: «چو بنشینند، بنشانند»، «چو بستیزند، بستانند»، «چو دریابند، در یابند». حافظ در این غزل هنر زبانی را به اوج می‌رساند و در عین حال از رفتار زیبارویان می‌گوید: وقتی بنشینند غبار غم را فرو می‌نشانند و وقتی بستیزند قرار را از دل می‌ربایند. بیت چهارم امیدبخش است: اگر اشک گوشه‌گیران را دریابند، مروارید می‌یابند.

شرح بیت‌ها

بیت ۱سَمَن‌بویان، غُبارِ غَم چو بِنْشینَنْد؛ بِنْشانَنْد / پَری‌رویان، قَرار از دِل چو بِسْتیزَنْد؛ بِسْتانَنْد

سمن‌بویان وقتی بنشینند غبار غم را فرو می‌نشانند؛ پری‌رویان وقتی بستیزند قرار را از دل می‌ستانند.

بیت ۳بِه عُمْری، یِک نَفَس با ما چو بِنْشینَنْد؛ بَرخیزَنْد / نَهالِ شوق در خاطِر چو بَرخیزَنْد، بِنْشانَنْد

در یک عمر اگر یک نفس با ما بنشینند، برمی‌خیزند؛ و نهال شوق را در دل می‌نشانند.

بیت ۴سِرِشْکِ گوشِه‌گیران را چو دَریابَنْد، دُر یابَنٔد / رُخِ مِهْر از سَحَرخیزان نَگَردانَنْد، اَگَر دانند

اگر اشک گوشه‌گیران را دریابند، مروارید می‌یابند؛ اگر بدانند، روی مهر از سحرخیزان برنمی‌گردانند.

بیت ۷چو مَنْصور از مُراد آنان که بردارند، بر دارند / بدین درگاه، «حافِظ» را چو می‌خوانَنْد؛ می‌رانَنْد

آنان که مانند منصور (حلاج) از مراد بر دار می‌روند، بار را برمی‌دارند؛ حافظ را به این درگاه که می‌خوانند، می‌رانند.

معنی واژه‌ها

سمن‌بو
خوشبو مانند یاسمن
فتراک
ترک‌بند زین
عنبرین
خوشبو
لعل رمانی
یاقوت انار رنگ؛ کنایه از اشک خونین
در
مروارید
درمانند
درمانده شوند
حضرت
درگاه