پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۱۹۵

غُلَامِ نَرْگِسِ مَسْتِ تو، تاجداران‌اَنْد

غُلَامِ نَرْگِسِ مَسْتِ تو، تاجداران‌اَنْدخَرابِ بادِهٔ لَعْلِ تو، هوشیاران‌اَنْد

تو را صَبا و مَرا آبِ دیدِه شُد غَمّازوَگَرنَه عاشِق و مَعْشوق، رازداران‌اَنْد

زِ زیرِ زُلْفِ دوتا چون گُذَر کُنی، بِنْگرکِه اَز یَمین و یَسارت چِه سوگواران‌اَنْد!

گُذار کُن چو صَبا بَر بَنَفْشِه‌زار! و بِبینکِه اَز تَطاوُلِ زُلْفَت چِه بی‌قَراران‌اَنْد!

نَصیبِ ماست بِهِشْت، اِی خُداشِناس! بُرو!کِه مُستَحَقِّ کِرامَت، گُناهکاران‌اَنْد

نَه مَن بر آن گُلِ عارِض، غَزَل سُرایم و بَسکه عَنْدَلیبِ تو اَز هَر طَرَف، هزاران‌اَنْد

تو دَسْتگیر شو! اِی خِضْرِ پِی‌خُجَسْتِه! کِه مَنپیادِه می‌رَوَم و هَمْرَهان، سَواران‌اَنْد

بیا به مِیکَدِه! و چِهْرِه، اَرغَوانی کُن!مَرو بِه صومَعِه کآنجا سیاه‌کاران‌اَنْد!

خَلاصِ «حافِظ» از آن زُلْفِ تابدار مَباد!کِه بَسْتِگانِ کَمَنْدِ تو، رَسْتگاران‌اَنْد

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

اگر احساس می‌کنی از دیگران عقب مانده‌ای، از راهنمایی کمک بخواه. رحمت الهی از همه بزرگ‌تر است؛ ناامید نشو.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در ستایش یار و امید به بخشش. تاجداران غلام چشم مست تو و هوشیاران خراب باده لب تواند. بیت دوم نکته‌ای لطیف دارد: راز تو را صبا و راز مرا اشک فاش کرد، وگرنه عاشق و معشوق رازدارند. بیت پنجم از ابیات جسورانه حافظ است: بهشت نصیب ماست؛ ای خداشناس برو، که مستحق کرامت گناهکاران‌اند. بیت هفتم دعایی است: ای خضر خجسته‌پی دستگیر شو، که من پیاده‌ام و همراهان سواره.

شرح بیت‌ها

بیت ۱غُلَامِ نَرْگِسِ مَسْتِ تو، تاجداران‌اَنْد / خَرابِ بادِهٔ لَعْلِ تو، هوشیاران‌اَنْد

تاجداران غلام چشم مست تواند و هوشیاران خراب باده لب لعل تو.

بیت ۲تو را صَبا و مَرا آبِ دیدِه شُد غَمّاز / وَگَرنَه عاشِق و مَعْشوق، رازداران‌اَنْد

صبا غماز (افشاگر) تو شد و اشک غماز من، وگرنه عاشق و معشوق رازدارند.

بیت ۵نَصیبِ ماست بِهِشْت، اِی خُداشِناس! بُرو! / کِه مُستَحَقِّ کِرامَت، گُناهکاران‌اَنْد

ای خداشناس، برو که بهشت نصیب ماست؛ مستحق کرامت گناهکاران‌اند.

بیت ۷تو دَسْتگیر شو! اِی خِضْرِ پِی‌خُجَسْتِه! کِه مَن / پیادِه می‌رَوَم و هَمْرَهان، سَواران‌اَنْد

ای خضر خجسته‌پی، دستگیرم شو، که من پیاده می‌روم و همراهان سواره‌اند.

بیت ۹خَلاصِ «حافِظ» از آن زُلْفِ تابدار مَباد! / کِه بَسْتِگانِ کَمَنْدِ تو، رَسْتگاران‌اَنْد

مباد که حافظ از آن زلف تابدار خلاص شود، که بستگان کمند تو رستگاران‌اند.

معنی واژه‌ها

نرگس مست
چشم خمار
غماز
افشاگر راز
یمین و یسار
راست و چپ
تطاول
ستم
کرامت
بخشش
خضر پی‌خجسته
خضر خوش‌قدم
صومعه
عبادتگاه