حافظ · غزل شماره ۲۳
خیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماست
خیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماستنسیمِ مویِ تو، پیوندِ جانِ آگهِ ماست
به رَغمِ مدّعیانی که منعِ عشق کنندجمالِ چهرهٔ تو، حجّتِ موجّهِ ماست
ببین که سیبِ زنخدانِ تو چه میگویدهزار یوسفِ مصری، فتاده در چَهِ ماست
اگر به زلفِ درازِ تو، دستِ ما نرسدگناهِ بختِ پریشان و دستِ کوتهِ ماست
به حاجبِ درِ خلوتسرایِ خاص بگوفُلان ز گوشهنشینانِ خاکِ درگهِ ماست
به صورت از نظر ما اگر چه محجوب استهمیشه در نظرِ خاطرِ مرفّهِ ماست
اگر به سالی حافظ دری زَنَد، بگشایکه سالهاست که مشتاقِ رویِ چون مهِ ماست
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
کسی که دوستش داری از نظر دور است اما از دل نه. اگر دیر به دیر فرصتی برای دیدار یا پیام پیدا شد، آن را غنیمت بدان.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی در همراهی همیشگی خیال معشوق. خیال روی یار در هر راهی همراه عاشق است و نسیم مویش پیوند جان آگاه او. زیبایی چهره یار حجت عاشق در برابر مدعیانی است که عشق را منع میکنند. حافظ با تلمیح به داستان یوسف و چاه، و با این اعتراف که اگر دستش به زلف یار نمیرسد گناه از بخت پریشان و دست کوتاه خود اوست، فروتنی عاشقانه را نشان میدهد.
شرح بیتها
بیت ۲به رَغمِ مدّعیانی که منعِ عشق کنند / جمالِ چهرهٔ تو، حجّتِ موجّهِ ماست
به رغم مدعیانی که از عشق نهی میکنند، زیبایی چهره تو دلیل پذیرفتنی ماست.
بیت ۳ببین که سیبِ زنخدانِ تو چه میگوید / هزار یوسفِ مصری، فتاده در چَهِ ماست
ببین سیب زنخدان تو چه میگوید: هزار یوسف مصری در چاه ما افتادهاند؛ چاه زنخدان دام دلهاست.
بیت ۴اگر به زلفِ درازِ تو، دستِ ما نرسد / گناهِ بختِ پریشان و دستِ کوتهِ ماست
اگر دستمان به زلف بلندت نمیرسد، گناه از بخت پریشان و دست کوتاه ماست.
بیت ۷اگر به سالی حافظ دری زَنَد، بگشای / که سالهاست که مشتاقِ رویِ چون مهِ ماست
اگر حافظ سالی یک بار دری را زد، باز کن، که سالهاست مشتاق روی ماهمانند توست.
معنی واژهها
- طریق
- راه
- رغم
- برخلاف میل
- مدّعی
- مخالف، کسی که ادعای بیپایه دارد
- حجت موجّه
- دلیل پذیرفتنی
- حاجب
- دربان
- مرفّه
- آسوده، آرام