پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۲۸۰

چو بر شکست صبا زلفِ عنبرافشانش

چو بر شکست صبا زلفِ عنبرافشانشبه هر شکسته که پیوست، تازه شد جانش

کجاست همنفسی؟ تا به شرح عرضه دَهَمکه دل چه می‌کشد از روزگارِ هجرانش

زمانه از ورقِ گُل، مثالِ رویِ تو بستولی ز شرمِ تو در غنچه کرد پنهانش

تو خفته‌ای و نشد عشق را کرانه پدیدتبارک الله از این رَه که نیست پایانش

جمالِ کعبه مگر عذرِ رهروان خواهد؟که جانِ زنده‌دلان سوخت در بیابانش

بدین شکستهٔ بیت الحزن که می‌آردنشان یوسفِ دل از چَهِ زَنَخدانَش؟

بگیرم آن سرِ زلف و به دستِ خواجه دهمکه سوخت حافظِ بی‌دل ز مکر و دستانش

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

راهی که در آن هستی پایان‌ناپذیر به نظر می‌رسد؛ این نشانه ارزش آن است. همدمی پیدا کن و دلت را با او سبک کن.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در راه بی‌پایان عشق. وقتی صبا زلف عنبرافشان او را پریشان کرد، به هر دل شکسته‌ای که رسید، جانش تازه شد. بیت دوم تلخ است: همنفسی کجاست تا شرح دهم دل از روزگار هجران چه می‌کشد؟ بیت چهارم مشهور است: تو خفته‌ای و پایان عشق پیدا نشد؛ آفرین بر این راه که پایان ندارد. بیت ششم تمثیل یعقوب و یوسف است: به این بیت‌الحزن شکسته چه کسی نشان یوسف دل را از چاه زنخدانش می‌آورد؟

شرح بیت‌ها

بیت ۱چو بر شکست صبا زلفِ عنبرافشانش / به هر شکسته که پیوست، تازه شد جانش

وقتی صبا زلف عنبرافشانش را پریشان کرد، به هر دل شکسته‌ای که پیوست، جانش تازه شد.

بیت ۲کجاست همنفسی؟ تا به شرح عرضه دَهَم / که دل چه می‌کشد از روزگارِ هجرانش

همنفسی کجاست تا به شرح بگویم دل از روزگار هجرانش چه می‌کشد؟

بیت ۴تو خفته‌ای و نشد عشق را کرانه پدید / تبارک الله از این رَه که نیست پایانش

تو خفته‌ای و پایان عشق پیدا نشد؛ آفرین بر این راه که پایانی ندارد.

بیت ۵جمالِ کعبه مگر عذرِ رهروان خواهد؟ / که جانِ زنده‌دلان سوخت در بیابانش

مگر جمال کعبه عذر رهروان را بخواهد، که جان زنده‌دلان در بیابانش سوخت.

بیت ۶بدین شکستهٔ بیت الحزن که می‌آرد / نشان یوسفِ دل از چَهِ زَنَخدانَش؟

چه کسی به این بیت‌الحزن شکسته نشان یوسف دل را از چاه زنخدانش می‌آورد؟

معنی واژه‌ها

عنبرافشان
خوشبو
همنفس
همدم
کرانه
پایان
تبارک‌الله
آفرین بر خدا
بیت‌الحزن
خانه اندوه یعقوب
چاه زنخدان
فرورفتگی چانه
دستان
نیرنگ