پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۲۹

ما را زِ خیالِ تو چه پروایِ شراب است؟

ما را زِ خیالِ تو چه پروایِ شراب است؟خُم گو سر خود گیر، که خُمخانه خراب است

گر خَمر بهشت است بریزید که بی دوستهر شَربَتِ عَذبَم که دهی، عینِ عذاب است

افسوس که شُد دلبر و در دیدهٔ گریانتحریرِ خیالِ خطِ او نقشِ بر آب است

بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بودزین سیلِ دمادم که در این منزلِ خواب است

معشوق عیان می‌گذرد بر تو، ولیکناغیار همی‌بیند از آن بسته نقاب است

گل بر رخِ رنگین تو تا لطفِ عرق دیددر آتشِ شوق از غمِ دل، غرقِ گلاب است

سبز است در و دشت بیا تا نگذاریمدست از سرِ آبی که جهان جمله سراب است

در کُنجِ دِماغم مطلب جای نصیحتکـ‌این گوشه پر از زمزمهٔ چنگ و رَباب است

حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظربازبس طُورِ عجب لازمِ ایامِ شباب است

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

بی حضور کسی که دوستش داری، هیچ لذتی کامل نیست. هوشیار باش و لحظه‌های واقعی خوش را از دست نده؛ بسیاری از چیزهای درخشان دیگر سراب‌اند.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

حافظ می‌گوید با خیال یار، پروای شراب ندارد و اگر شراب بهشت هم بی‌دوست باشد، عین عذاب است. تصویر نقش بر آب شدن خیال یار در چشم گریان، بی‌ثباتی وصال را نشان می‌دهد. شاعر به چشم خود نهیب می‌زند که بیدار شود، زیرا در این منزل خواب، سیل پی‌درپی می‌آید. بیت هفتم از پندهای مشهور است: جهان همه سراب است، پس دست از آب حقیقی (لحظه‌های خوش) برنداریم.

شرح بیت‌ها

بیت ۲گر خَمر بهشت است بریزید که بی دوست / هر شَربَتِ عَذبَم که دهی، عینِ عذاب است

اگر شراب بهشت است بریزید، چون هر نوشیدنی گوارایی که بی‌دوست بدهی، عین عذاب است.

بیت ۵معشوق عیان می‌گذرد بر تو، ولیکن / اغیار همی‌بیند از آن بسته نقاب است

معشوق آشکارا از کنارت می‌گذرد، اما چون اغیار نگاه می‌کنند، نقاب بسته است.

بیت ۷سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم / دست از سرِ آبی که جهان جمله سراب است

در و دشت سبز است؛ بیا تا دست از این آب برنداریم، که جهان یکسره سراب است.

معنی واژه‌ها

خُم
ظرف بزرگ شراب
عَذب
گوارا، شیرین
اغیار
بیگانگان
دماغ
مغز، ذهن
رباب
سازی زهی
نظرباز
زیباپرست