حافظ · غزل شماره ۲۹۳
بامدادان که ز خلوتگَهِ کاخِ اِبداع
بامدادان که ز خلوتگَهِ کاخِ اِبداعشمعِ خاور فِکَنَد بر همه اطراف شُعاع
بَرکَشَد آینه از جِیبِ افق چرخ و در آنبنماید رخِ گیتی به هزاران انواع
در زوایایِ طَرَبخانهٔ جمشیدِ فلکاَرغَنون ساز کُنَد زهره به آهنگِ سَماع
چنگ در غُلغُله آید که کجا شد منکر؟جام در قَهقَهه آید که کجا شد مَنّاع؟
وضعِ دوران بنگر ساغرِ عِشرت بَر گیرکه به هر حالتی این است بِهینِ اوضاع
طُرِّهٔ شاهدِ دنیی همه بند است و فریبعارفان بر سرِ این رشته نجویند نِزاع
عمرِ خسرو طلب ار نفعِ جهان میخواهیکه وجودیست عطابخشِ کریمِ نَفّاع
مَظهَرِ لطفِ ازل، روشنی چشمِ اَمَلجامعِ علم و عمل جانِ جهان، شاه شجاع
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
روزی تازه با روشنی آغاز میشود. از فریبهای دنیا دوری کن و شادی ساده امروز را غنیمت بدان.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی با توصیف باشکوه طلوع خورشید که به ستایش شاه شجاع میانجامد. بامدادان که شمع خاور از خلوتگاه کاخ آفرینش بر همه اطراف پرتو میافکند، چرخ آینه را از گریبان افق بیرون میکشد و روی جهان را به هزاران گونه نشان میدهد. بیت پنجم پند غنیمت شمردن است: وضع دوران را ببین و ساغر شادی بگیر، که در هر حال این بهترین کار است. بیت ششم هشداری است: زلف شاهد دنیا همه بند و فریب است.
شرح بیتها
بیت ۱بامدادان که ز خلوتگَهِ کاخِ اِبداع / شمعِ خاور فِکَنَد بر همه اطراف شُعاع
بامدادان که شمع خاور (خورشید) از خلوتگاه کاخ آفرینش بر همه اطراف پرتو میافکند.
بیت ۲بَرکَشَد آینه از جِیبِ افق چرخ و در آن / بنماید رخِ گیتی به هزاران انواع
چرخ آینه را از گریبان افق بیرون میکشد و در آن روی جهان را به هزاران گونه نشان میدهد.
بیت ۴چنگ در غُلغُله آید که کجا شد منکر؟ / جام در قَهقَهه آید که کجا شد مَنّاع؟
چنگ به غوغا درمیآید که منکر کجا رفت؟ جام به قهقهه میافتد که بازدارنده کجا رفت؟
بیت ۵وضعِ دوران بنگر ساغرِ عِشرت بَر گیر / که به هر حالتی این است بِهینِ اوضاع
وضع دوران را ببین و ساغر شادی بگیر، که در هر حال این بهترین کار است.
بیت ۶طُرِّهٔ شاهدِ دنیی همه بند است و فریب / عارفان بر سرِ این رشته نجویند نِزاع
زلف شاهد دنیا همه بند و فریب است؛ عارفان بر سر این رشته نزاع نمیجویند.
معنی واژهها
- ابداع
- آفرینش
- شمع خاور
- خورشید
- شعاع
- پرتو
- جیب افق
- گریبان افق
- ارغنون
- سازی چندصدا
- مناع
- بازدارنده
- نفاع
- بسیار سودرسان