حافظ · غزل شماره ۳۳۱
به تیغم گَر کُشد، دستش نگیرم
به تیغم گَر کُشد، دستش نگیرموگر تیرم زَنَد منّت پذیرم
کمانِ ابرویت را گو بزن تیرکه پیشِ دست و بازویت بمیرم
غمِ گیتی گر از پایم درآردبجز ساغر که باشد دستگیرم؟
برآی ای آفتابِ صبحِ امّیدکه در دستِ شبِ هجران اسیرم
به فریادم رَس ای پیرِ خراباتبه یک جرعه جوانم کن که پیرم
به گیسویِ تو خوردم دوش سوگندکه من از پایِ تو سر بر نگیرم
بسوز این خرقهٔ تقوا تو حافظکه گر آتش شَوَم در وی نگیرم
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
در شب هجرانی و منتظر صبح امید. از کسی که تجربه دارد کمک بخواه؛ یک راهنمایی درست میتواند جانی تازه به تو بدهد.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی در تسلیم کامل عاشق. اگر با تیغ بکشدم دستش را نمیگیرم و اگر تیرم بزند منت میپذیرم. بیت سوم پرسشی است: اگر غم گیتی از پا درم آورد، جز ساغر چه کسی دستگیرم است؟ بیت چهارم دعایی امیدبخش است: برآی ای آفتاب صبح امید که در دست شب هجران اسیرم. بیت پنجم خواهشی لطیف از پیر است: ای پیر خرابات، به فریادم برس و با یک جرعه جوانم کن که پیرم.
شرح بیتها
بیت ۱به تیغم گَر کُشد، دستش نگیرم / وگر تیرم زَنَد منّت پذیرم
اگر با تیغ بکشدم دستش را نمیگیرم و اگر تیرم بزند منت میپذیرم.
بیت ۳غمِ گیتی گر از پایم درآرد / بجز ساغر که باشد دستگیرم؟
اگر غم گیتی مرا از پا درآورد، جز ساغر چه کسی دستگیرم است؟
بیت ۴برآی ای آفتابِ صبحِ امّید / که در دستِ شبِ هجران اسیرم
برآی ای آفتاب صبح امید، که در دست شب هجران اسیرم.
بیت ۵به فریادم رَس ای پیرِ خرابات / به یک جرعه جوانم کن که پیرم
ای پیر خرابات، به فریادم برس و با یک جرعه جوانم کن که پیرم.
بیت ۶به گیسویِ تو خوردم دوش سوگند / که من از پایِ تو سر بر نگیرم
دیشب به گیسوی تو سوگند خوردم که سر از پای تو برنگیرم.
معنی واژهها
- دست گرفتن
- مانع شدن
- منت پذیرفتن
- سپاسگزار بودن
- دستگیر
- یاریرسان
- پیر خرابات
- راهنمای معنوی
- خرقه تقوا
- جامه پرهیزگاری