حافظ · غزل شماره ۳۴
رَواقِ منظرِ چشمِ من آشیانهٔ توست
رَواقِ منظرِ چشمِ من آشیانهٔ توستکَرَم نما و فرود آ که خانه، خانهٔ توست
به لطفِ خال و خط از عارفان ربودی دللطیفههای عَجَب زیرِ دام و دانهٔ توست
دلت به وصلِ گل ای بلبلِ صبا خوش بادکه در چمن همه گلبانگِ عاشقانهٔ توست
عِلاجِ ضعفِ دلِ ما به لب حوالت کنکه این مُفَرّح یاقوت در خزانهٔ توست
به تن مُقصرم از دولتِ ملازمتتولی خلاصهٔ جان، خاکِ آستانهٔ توست
من آن نیَم که دَهَم نقدِ دل به هر شوخیدَرِ خزانه، به مُهر تو و نشانهٔ توست
تو خود چه لعبتی ای شهسوارِ شیرین کارکه توسَنی چو فلک، رامِ تازیانهٔ توست
چه جای من، که بِلَغزَد سپهرِ شعبدهبازاز این حیَل که در انبانهٔ بهانهٔ توست
سرودِ مجلست اکنون فلک به رقص آرَدکه شعرِ حافظِ شیرین سخن ترانهٔ توست
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
در دل و خانهات برای کسی جا باز کردهای. او را با مهربانی دعوت کن، و بدان که دلت را به هر کسی نمیسپاری؛ این وفاداری ارزشمند است.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی مهماننوازانه و عاشقانه. حافظ ایوان چشم خود را آشیانه یار میداند و از او میخواهد فرود آید، که خانه خانه اوست. داروی ضعف دل عاشق در لب یار است که «مفرح یاقوت» در خزانه آن است. شاعر میگوید نقد دلش را به هر شوخی نمیدهد؛ مهر خزانه دلش مهر یار است. پایان غزل از شعر حافظ بهعنوان ترانه بزم یار یاد میکند که فلک را به رقص میآورد.
شرح بیتها
بیت ۱رَواقِ منظرِ چشمِ من آشیانهٔ توست / کَرَم نما و فرود آ که خانه، خانهٔ توست
ایوان چشم من آشیانه توست؛ بزرگواری کن و فرود آی که این خانه، خانه توست.
بیت ۴عِلاجِ ضعفِ دلِ ما به لب حوالت کن / که این مُفَرّح یاقوت در خزانهٔ توست
درمان ضعف دل ما را به لبت واگذار، که این داروی یاقوت در خزانه توست.
بیت ۶من آن نیَم که دَهَم نقدِ دل به هر شوخی / دَرِ خزانه، به مُهر تو و نشانهٔ توست
من کسی نیستم که نقد دل را به هر شوخی بدهم؛ در خزانه دلم مهر و نشان تو را دارد.
معنی واژهها
- رواق
- ایوان، سایبان
- منظر
- جای نگریستن
- مفرح یاقوت
- دارویی شادیبخش که با یاقوت میساختند
- ملازمت
- همراهی، خدمت
- لعبت
- عروسک؛ زیباروی
- توسن
- اسب سرکش
- انبانه
- کیسه