پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۳۸۴

می‌سوزم از فِراقت روی از جَفا بگردان

می‌سوزم از فِراقت روی از جَفا بگردانهجران بلایِ ما شد، یا رب بلا بگردان

مَه جلوه می‌نماید بر سبز خِنگِ گَردونتا او به سر درآید، بر رَخش پا بگردان

مَرغول را بَرافشان یعنی به رَغمِ سنبلگِردِ چمن بُخوری همچون صبا بگردان

یغمایِ عقل و دین را بیرون خرام سرمستدر سر کلاه بِشکن در بَر قَبا بگردان

ای نورِ چشمِ مستان در عینِ انتظارمچنگِ حزین و جامی بِنواز یا بگردان

دوران همی‌نویسد بر عارضش خطی خوشیا رب نوشتهٔ بد از یارِ ما بگردان

حافظ ز خوبرویان بختت جز این قَدَر نیستگر نیستت رضایی حُکمِ قضا بگردان

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

دعا کن که بلای دوری از تو و عزیزانت گردانده شود. آنچه قسمت است را بپذیر؛ نارضایتی تقدیر را تغییر نمی‌دهد.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی با ردیف «بگردان» در دعای رفع بلا. از فراقت می‌سوزم، روی از جفا بگردان؛ هجران بلای ما شد، خدایا بلا را بگردان. بیت دوم تصویری آسمانی دارد: ماه بر اسب سبز آسمان جلوه می‌کند؛ تا او سر فرود آورد، بر رخش پا بگردان (سوار شو). بیت ششم دعایی است: روزگار بر چهره‌اش خطی خوش می‌نویسد؛ خدایا نوشته بد را از یار ما بگردان. بیت پایانی پند رضاست: حافظ، بختت از زیبارویان همین قدر است؛ اگر رضا نداری، حکم قضا را بگردان.

شرح بیت‌ها

بیت ۱می‌سوزم از فِراقت روی از جَفا بگردان / هجران بلایِ ما شد، یا رب بلا بگردان

از فراقت می‌سوزم، روی از جفا بگردان؛ هجران بلای ما شد، خدایا این بلا را بگردان.

بیت ۲مَه جلوه می‌نماید بر سبز خِنگِ گَردون / تا او به سر درآید، بر رَخش پا بگردان

ماه بر اسب سبز آسمان جلوه می‌کند؛ تا او سر فرود آورد، تو بر رخش سوار شو.

بیت ۵ای نورِ چشمِ مستان در عینِ انتظارم / چنگِ حزین و جامی بِنواز یا بگردان

ای نور چشم مستان، در عین انتظارم؛ چنگ غمگین را بنواز یا جامی بگردان.

بیت ۶دوران همی‌نویسد بر عارضش خطی خوش / یا رب نوشتهٔ بد از یارِ ما بگردان

روزگار بر چهره‌اش خطی خوش می‌نویسد؛ خدایا نوشته بد را از یار ما بگردان.

بیت ۷حافظ ز خوبرویان بختت جز این قَدَر نیست / گر نیستت رضایی حُکمِ قضا بگردان

حافظ، بختت از زیبارویان جز این قدر نیست؛ اگر رضا نداری، حکم قضا را بگردان.

معنی واژه‌ها

فراق
جدایی
بلا گرداندن
دفع بلا
خنگ
اسب سپید
رخش
اسب رستم؛ اسب
مرغول
زلف پیچیده
بخور
دود خوشبو
یغما
تاراج