پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۴۲۰

ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟

ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟مست از خانه برون تاخته‌ای، یعنی چه؟

زلف در دستِ صبا، گوش به فرمان رقیباین چنین با همه درساخته‌ای، یعنی چه؟

شاهِ خوبانی و منظورِ گدایان شده‌ایقدرِ این مرتبه نشناخته‌ای، یعنی چه؟

نه سرِ زلفِ خود اول تو به دستم دادیبازم از پای درانداخته‌ای، یعنی چه؟

سخنت رمزِ دهان گفت و کمر سِرّ‌ِ میانوز میان، تیغ به ما آخته‌ای، یعنی چه؟

هر کس از مُهرهٔ مِهر تو به نقشی مشغولعاقبت با همه کج باخته‌ای، یعنی چه؟

حافظا در دلِ تنگت چو فرود آمد یارخانه از غیر نپرداخته‌ای، یعنی چه؟

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

وقتی کسی را به دلت راه دادی، جایی برای دیگران باقی نگذار. قدر جایگاهت را بدان و با همه یکسان رفتار نکن.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی با ردیف پرسشی «یعنی چه؟» در گله‌ای شیرین از یار. ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟ مست از خانه بیرون تاخته‌ای، یعنی چه؟ هر بیت رفتاری از یار را با این پرسش همراه می‌کند. بیت سوم پندی به یار است: شاه زیبارویانی و منظور گدایان شده‌ای؛ قدر این مرتبه را نشناخته‌ای، یعنی چه؟ بیت پایانی از ژرف‌ترین ابیات است: حافظ، وقتی یار در دل تنگت فرود آمد، خانه را از غیر نپرداختی، یعنی چه؟

شرح بیت‌ها

بیت ۱ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟ / مست از خانه برون تاخته‌ای، یعنی چه؟

ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟ مست از خانه بیرون تاخته‌ای، یعنی چه؟

بیت ۲زلف در دستِ صبا، گوش به فرمان رقیب / این چنین با همه درساخته‌ای، یعنی چه؟

زلف در دست صبا و گوش به فرمان رقیب؛ این‌چنین با همه ساخته‌ای، یعنی چه؟

بیت ۳شاهِ خوبانی و منظورِ گدایان شده‌ای / قدرِ این مرتبه نشناخته‌ای، یعنی چه؟

شاه زیبارویانی و منظور گدایان شده‌ای؛ قدر این مرتبه را نشناخته‌ای، یعنی چه؟

بیت ۴نه سرِ زلفِ خود اول تو به دستم دادی / بازم از پای درانداخته‌ای، یعنی چه؟

مگر نه این‌که اول تو سر زلفت را به دستم دادی؟ باز مرا از پا انداخته‌ای، یعنی چه؟

بیت ۷حافظا در دلِ تنگت چو فرود آمد یار / خانه از غیر نپرداخته‌ای، یعنی چه؟

حافظ، وقتی یار در دل تنگت فرود آمد، خانه را از غیر خالی نکردی، یعنی چه؟

معنی واژه‌ها

پرده برانداختن
آشکار شدن
درساختن
سازش کردن
منظور
مورد نظر
آختن
بیرون کشیدن
مهره مهر
مهره بازی محبت
کج باختن
نادرست بازی کردن
پرداختن
خالی کردن