حافظ · غزل شماره ۴۵
در این زمانه، رفیقی که خالی از خَلَل است
در این زمانه، رفیقی که خالی از خَلَل استصُراحیِ مِیِ ناب و سَفینهٔ غزل است
جَریده رُو که گُذَرگاهِ عافیت، تَنْگ استپیاله گیر که عُمرِ عزیز، بیبَدَل است
نه من ز بیعَمَلی، در جهان، مَلولَم و بَسمَلالَتِ عُلما هم ز عِلْمِ بیعَمَل است
به چَشْمِ عَقْل در این رَهْگُذارِ پُرآشوبجهان و کارِ جهان، بیثُبات و بیمَحَل است
بگیر طُرِّهٔ مهچهرهای و قِصِّه مَخوانکه سَعْد و نَحْس ز تأثیرِ زُهْرِه و زُحَل است
دلم، امیدِ فراوان به وَصْلِ رویِ تو داشتولی اَجَل به رَهِ عمر، رَهْزَنِ اَمَل است
به هیچ دور نخواهند یافت هُشیارشچُنین که «حافظِ» ما، مَسْتِ بادهٔ اَزَل است
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
عمرت گرانبهاست و جانشینی ندارد. بهجای نگرانی درباره بخت و ستاره، از همراهی خوب و کار ارزشمند امروز بهره ببر.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
حافظ در روزگاری آشفته، بهترین همراه بیعیب را صراحی می و دفتر غزل میداند. پیام اصلی غزل ارزش عمر است: «پیاله گیر که عمر عزیز بیبدل است». او از علم بیعمل علما گلایه دارد و جهان را بیثبات میبیند. همچنین از فالبینی با ستارگان دوری میجوید: سعد و نحس را به زهره و زحل نسبت مده.
شرح بیتها
بیت ۲جَریده رُو که گُذَرگاهِ عافیت، تَنْگ است / پیاله گیر که عُمرِ عزیز، بیبَدَل است
تنها برو که گذرگاه عافیت تنگ است؛ پیاله بگیر که عمر عزیز جانشینی ندارد.
بیت ۳نه من ز بیعَمَلی، در جهان، مَلولَم و بَس / مَلالَتِ عُلما هم ز عِلْمِ بیعَمَل است
فقط من از بیعملی در جهان ملول نیستم؛ ملال علما هم از علم بیعمل است.
بیت ۵بگیر طُرِّهٔ مهچهرهای و قِصِّه مَخوان / که سَعْد و نَحْس ز تأثیرِ زُهْرِه و زُحَل است
زلف ماهچهرهای را بگیر و این قصه را نخوان که خوشی و بدبختی از اثر زهره و زحل است.
بیت ۶دلم، امیدِ فراوان به وَصْلِ رویِ تو داشت / ولی اَجَل به رَهِ عمر، رَهْزَنِ اَمَل است
دلم امید فراوانی به وصل تو داشت، اما مرگ در راه عمر رهزن آرزوهاست.
معنی واژهها
- خلل
- عیب، رخنه
- سفینه
- دفتر شعر، جُنگ
- جریده
- تنها، سبکبار
- بیبدل
- بیجانشین
- سعد و نحس
- خجستگی و شومی
- زحل
- سیاره کیوان