پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۴۸۶

بلبل، ز شاخِ سرو، به گلبانگِ پهلوی

بلبل، ز شاخِ سرو، به گلبانگِ پهلویمی‌خوانْد دوش، درسِ مقاماتِ معنوی

یعنی بیا، که آتشِ موسی، نمودْ گُلتا از درخت، نکتهٔ توحید بشنوی

مرغان باغ، قافیه‌سنجند و بذله‌گویتا خواجه مِی خورَد، به غزل‌های پهلوی

جمشید، جز حکایتِ جام، از جهان نَبُردزنهار! دل مَبَند، بر اسبابِ دنیوی

این قصّهٔ عجب شِنو از بختِ واژگونما را بِکُشت یار، به انفاسِ عیسَوی

خوش، وقتِ بوریا و گدایی و خوابِ امنکاین عیش، نیست درخورِ اُورَنگِ خسروی

چَشمت، به غَمزه، خانهٔ مردم، خراب کردمَخموریـَت مَباد، که خوش مَست می‌رَوی

دهقان سال‌خورده، چه خوش گفت با پسرکای نورِ چشمِ من! به جز از کِشته، نَدرَوی

ساقی، مگر وظیفهٔ حافظ، زیاده دادکآشفته گَشت، طُرّهٔ دَستارِ مولوی

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

هر چه بکاری، همان را درو می‌کنی؛ امروز بذر خوبی بکار. آرامش یک زندگی ساده از شکوه پادشاهی ارزشمندتر است.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

از مشهورترین غزل‌های حافظ که با تصویر بلبلی آغاز می‌شود که دیشب از شاخ سرو با آواز پهلوی درس مقامات معنوی می‌خواند. بیت دوم اشاره به داستان موسی و درخت آتش است: یعنی بیا که گل آتش موسی را نشان داد تا از درخت نکته توحید را بشنوی. بیت چهارم پندی حکیمانه است: جمشید جز حکایت جام از جهان چیزی نبرد؛ زنهار، دل به اسباب دنیا مبند. بیت هشتم از پرکاربردترین پندهای دیوان است: کشاورز سالخورده به پسرش چه خوش گفت: ای نور چشمم، جز آنچه کاشته‌ای درو نمی‌کنی.

شرح بیت‌ها

بیت ۱بلبل، ز شاخِ سرو، به گلبانگِ پهلوی / می‌خوانْد دوش، درسِ مقاماتِ معنوی

بلبل دیشب از شاخ سرو با آواز پهلوی درس مقامات معنوی می‌خواند.

بیت ۲یعنی بیا، که آتشِ موسی، نمودْ گُل / تا از درخت، نکتهٔ توحید بشنوی

یعنی بیا که گل آتش موسی را نشان داد، تا از درخت نکته توحید را بشنوی.

بیت ۴جمشید، جز حکایتِ جام، از جهان نَبُرد / زنهار! دل مَبَند، بر اسبابِ دنیوی

جمشید جز حکایت جام از جهان چیزی نبرد؛ زنهار، دل به اسباب دنیا مبند.

بیت ۶خوش، وقتِ بوریا و گدایی و خوابِ امن / کاین عیش، نیست درخورِ اُورَنگِ خسروی

خوشا وقت بوریا و گدایی و خواب امن، که این آسایش درخور تخت پادشاهی نیست.

بیت ۸دهقان سال‌خورده، چه خوش گفت با پسر / کای نورِ چشمِ من! به جز از کِشته، نَدرَوی

کشاورز سالخورده به پسرش چه خوش گفت: ای نور چشمم، جز آنچه کاشته‌ای درو نمی‌کنی.

معنی واژه‌ها

گلبانگ پهلوی
آواز به زبان کهن ایرانی
مقامات معنوی
مراحل سلوک
آتش موسی
آتشی که موسی در درخت دید
اسباب دنیوی
دارایی‌های دنیا
انفاس عیسوی
دم زنده‌کننده
بوریا
حصیر
اورنگ
تخت