پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۴۸۸

سَحرم هاتف میخانه به دولت‌خواهی

سَحرم هاتف میخانه به دولت‌خواهیگفت: باز آی که دیرینهٔ این درگاهی

همچو جَم جرعهٔ ما کَش که ز سِرّ دو جهانپرتو جام جهان‌بین دهدَت آگاهی

بر در میکده، رندان قلندر باشندکه سِتانند و دهند افسر شاهنشاهی

خشت، زیر سر و بر تارَک هفت‌اختر پایدست قدرت نگر و منصب صاحب‌جاهی

سَر ما و در میخانه که طرف بامشبه فلک بَر شد و دیوار بدین کوتاهی

قطع این مرحله بی‌همرهی خضر مکنظلمات است، بترس از خطر گمراهی

اگرت سلطنت فقر ببخشند، ای دل!کمترین ملک تو از ماه بود تا ماهی

تو دم فقر ندانی زدن از دست مدهمسند خواجگی و مجلس تورانشاهی

حافظِ خام‌طمع! شرمی از این قصّه بدارعملت چیست که فردوس بَرین می‌خواهی‌؟

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

در مسیری ناشناخته بی‌راهنما قدم نگذار. پیش از انتظار پاداش، به کارهایت نگاه کن؛ فروتنی بزرگ‌ترین سرمایه است.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در دعوت هاتف میخانه و پند فروتنی. سحرگاه هاتف میخانه از روی خیرخواهی به من گفت: بازآی که قدیمی این درگاهی. بیت چهارم تصویری از قدرت فقر است: خشت زیر سر و پا بر فرق هفت ستاره؛ دست قدرت و منصب صاحب‌جاهی را ببین. بیت ششم از مشهورترین پندهای دیوان است: این منزل را بی همراهی خضر مپیمای؛ تاریکی است، از خطر گمراهی بترس. بیت هفتم امیدبخش است: اگر سلطنت فقر را به تو ببخشند، کمترین ملکت از ماه تا ماهی است. بیت پایانی خودانتقادی مشهوری است.

شرح بیت‌ها

بیت ۱سَحرم هاتف میخانه به دولت‌خواهی / گفت: باز آی که دیرینهٔ این درگاهی

سحرگاه هاتف میخانه از روی خیرخواهی به من گفت: بازآی که قدیمی این درگاهی.

بیت ۳بر در میکده، رندان قلندر باشند / که سِتانند و دهند افسر شاهنشاهی

بر در میکده رندان قلندرند که تاج شاهنشاهی را می‌گیرند و می‌بخشند.

بیت ۴خشت، زیر سر و بر تارَک هفت‌اختر پای / دست قدرت نگر و منصب صاحب‌جاهی

خشت زیر سر و پا بر فرق هفت ستاره؛ دست قدرت و منصب صاحب‌جاهی را ببین.

بیت ۶قطع این مرحله بی‌همرهی خضر مکن / ظلمات است، بترس از خطر گمراهی

این منزل را بی همراهی خضر مپیمای؛ تاریکی است، از خطر گمراهی بترس.

بیت ۹حافظِ خام‌طمع! شرمی از این قصّه بدار / عملت چیست که فردوس بَرین می‌خواهی‌؟

ای حافظ خام‌طمع، از این قصه شرم کن؛ عملت چیست که بهشت برین را می‌خواهی؟

معنی واژه‌ها

هاتف
ندادهنده غیبی
دولت‌خواهی
خیرخواهی
جام جهان‌بین
جام جم
قلندر
درویش آزاده
تارک
فرق سر
ظلمات
تاریکی
از ماه تا ماهی
از آسمان تا زمین