پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۵۳

منم که گوشهٔ میخانه، خانقاهِ من است

منم که گوشهٔ میخانه، خانقاهِ من استدعایِ پیرِ مُغان، وِرْدِ صُبْحگاهِ من است

گَرَم ترانهٔ چنگ صَبوح نیست چه باکنوایِ من به سَحَر، آهِ عُذْرخواهِ من است

ز پادشاه و گِدا، فارِغم بِحَمْدِاللهگِدایِ خاکِ دَرِ دوست، پادشاهِ من است

غَرَض زِ مَسْجِد و مِیخانه‌ام، وِصالِ شماستجُز این خیال ندارم، خُدا، گُواهِ من است

مَگَر به تیغِ اَجَل، خیمه بَرکَنَم ور نیرَمیدن از دَرِ دولت، نه رَسْم و راهِ من است

از آن زَمان که بر این آسْتان نَهادم رویفَرازِ مَسْنَدِ خورشید، تِکْیِه‌گاهِ من است

گُناه اگرچه نبود اختیارِ ما، «حافظ»!تو در طریقِ اَدَب باش، گو گُناهِ من است

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

مسئولیت کارت را بپذیر، حتی اگر همه‌اش در اختیار تو نبود؛ این ادب و بزرگی است. به جایی که دلت به آن آرام است وفادار بمان.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

حافظ گوشه میخانه را خانقاه خود و دعای پیر مغان را ورد صبحگاهی‌اش می‌خواند. او از شاه و گدا بی‌نیاز است، چون گدای در دوست پادشاه اوست. مقصودش از مسجد و میخانه فقط وصال یار است. بیت پایانی نکته‌ای ظریف در ادب دارد: گناه اگرچه در اختیار ما نبود، تو در راه ادب باش و بگو گناه از من است.

شرح بیت‌ها

بیت ۳ز پادشاه و گِدا، فارِغم بِحَمْدِالله / گِدایِ خاکِ دَرِ دوست، پادشاهِ من است

خدا را شکر که از شاه و گدا بی‌نیازم؛ گدای خاک در دوست، پادشاه من است.

بیت ۴غَرَض زِ مَسْجِد و مِیخانه‌ام، وِصالِ شماست / جُز این خیال ندارم، خُدا، گُواهِ من است

مقصودم از مسجد و میخانه وصال شماست؛ جز این فکری ندارم و خدا گواه من است.

بیت ۵مَگَر به تیغِ اَجَل، خیمه بَرکَنَم ور نی / رَمیدن از دَرِ دولت، نه رَسْم و راهِ من است

مگر با تیغ مرگ خیمه از این درگاه برکنم، وگرنه گریختن از در دولت رسم من نیست.

بیت ۷گُناه اگرچه نبود اختیارِ ما، «حافظ»! / تو در طریقِ اَدَب باش، گو گُناهِ من است

حافظ، اگرچه گناه در اختیار ما نبود، تو در راه ادب باش و بگو گناه از من است.

معنی واژه‌ها

خانقاه
محل گردهمایی صوفیان
ورد
ذکر همیشگی
صبوح
باده صبحگاهی
عذرخواه
پوزش‌خواه
اجل
مرگ
مسند
جای نشستن بزرگان