پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۶

به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟

به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟که به شُکرِ پادشاهی، زِ نظر مَران گدا را

ز رقیبِ دیوسیرت، به خدای خود پناهممَگَر آن شهابِ ثاقِب مددی دهد، خدا را!

مُژِه‌یِ سیاهت اَرْ کرد به خونِ ما اشارتز فریبِ او بیندیش و غلط مکن، نگارا

دلِ عالمی بِسوزی چُو عِذار بَرفُروزیتو از این چه سود داری، که نمی‌کنی مدارا؟

همه‌شب در این اُمیدم که نسیمِ صبحگاهیبه پیام آشنایان، بنوازد آشنا را

چه قیامت است جانا، که به عاشقان نمودی؟دل و جان فدای رویت، بِنَما عِذار ما را

به خدا، که جرعه‌ای دِه تو به حافظِ سحرخیزکه دعایِ صبحگاهی، اثری کند شما را

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

درخواستی داری که به تصمیم کسی بالاتر وابسته است. با فروتنی بخواه، از بدخواهان فاصله بگیر و امیدت را با صبر و دعای صبحگاهی زنده نگه دار.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

حافظ خود را گدایی بر درگاه پادشاه زیبایی می‌بیند و از همراهان او می‌خواهد دعایش را برسانند که پادشاه، به شکرانه قدرتش، گدا را از نظر نراند. از رقیب بدسرشت به خدا پناه می‌برد و همه شب به نسیم سحری امید بسته است که پیامی از آشنایان بیاورد. غزل با درخواست جرعه‌ای برای «حافظ سحرخیز» و تأکید بر اثر دعای سحرگاهی پایان می‌یابد.

شرح بیت‌ها

بیت ۱به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟ / که به شُکرِ پادشاهی، زِ نظر مَران گدا را

کیست که این دعا را به ملازمان سلطان برساند: به شکرانه پادشاهی، گدا را از نظر مران.

بیت ۲ز رقیبِ دیوسیرت، به خدای خود پناهم / مَگَر آن شهابِ ثاقِب مددی دهد، خدا را!

از رقیب دیوسیرت به خدا پناه می‌برم؛ شاید آن شهاب ثاقب، که در باور قدما دیوان را می‌راند، یاری کند.

بیت ۵همه‌شب در این اُمیدم که نسیمِ صبحگاهی / به پیام آشنایان، بنوازد آشنا را

همه شب امید دارم که نسیم صبحگاهی با پیام آشنایان، دل آشنا را بنوازد.

بیت ۷به خدا، که جرعه‌ای دِه تو به حافظِ سحرخیز / که دعایِ صبحگاهی، اثری کند شما را

جرعه‌ای به حافظ سحرخیز بده، که دعای صبحگاهی برای شما اثر خواهد داشت.

معنی واژه‌ها

ملازمان
همراهان و خدمتگزاران
رقیب
مدعی عشق، مزاحم
شهاب ثاقب
شهاب درخشان و فرورونده
عِذار
رخسار
نگارا
ای نگار، ای معشوق