پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۸۵

شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفت

شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفترویِ مَه پیکرِ او سیر ندیدیم و برفت

گویی از صحبتِ ما نیک به تنگ آمده بودبار بربست و به گَردش نرسیدیم و برفت

بس که ما فاتحه و حرزِ یمانی خواندیموز پی‌اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت

عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرددیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت

شد چمان در چمنِ حسن و لطافت لیکندر گلستانِ وصالش نَچَمیدیم و برفت

همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیمکای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

فرصتی یا کسی از کنارت گذشت و احساس می‌کنی قدرش را ندانستی. از این تجربه بیاموز و فرصت بعدی را زودتر دریاب.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی کوتاه و اندوهبار با ردیف «برفت». یار آمد و رفت؛ عاشق نه از لبش شربتی چشید و نه رویش را سیر دید. حافظ با طعنه‌ای تلخ می‌گوید آن‌قدر برایش دعا و حرز خواندیم و او باز رفت، و وعده گذرش فریبی بود که خریدیم. غزل با افسوس از نرسیدن به وداع پایان می‌یابد.

شرح بیت‌ها

بیت ۱شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفت / رویِ مَه پیکرِ او سیر ندیدیم و برفت

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و رفت؛ روی ماه‌مانندش را سیر ندیدیم و رفت.

بیت ۲گویی از صحبتِ ما نیک به تنگ آمده بود / بار بربست و به گَردش نرسیدیم و برفت

گویی از همنشینی با ما به تنگ آمده بود؛ بار بست و به گردش هم نرسیدیم و رفت.

بیت ۳بس که ما فاتحه و حرزِ یمانی خواندیم / وز پی‌اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت

آن‌قدر فاتحه و دعای یمانی خواندیم و سوره اخلاص به دنبالش دمیدیم و باز رفت.

بیت ۶همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم / کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

مانند حافظ همه شب ناله و زاری کردیم که دریغا به وداعش هم نرسیدیم و رفت.

معنی واژه‌ها

لب لعل
لب سرخ
مه‌پیکر
ماه‌رو
حرز یمانی
دعای نگه‌دارنده منسوب به یمن
عشوه دادن
فریب دادن
چمان
خرامان
چمیدن
خرامیدن