پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۱۰

دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما

دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ماچیست یارانِ طریقت بعد از این تدبیرِ ما؟

ما مریدان روی سویِ قبله چون آریم؟ چونروی سویِ خانهٔ خَمّار دارد پیرِ ما

در خراباتِ طریقت ما به هم منزل شویمکاین‌چنین رفته‌ است در عهدِ ازل تقدیرِ ما

عقل اگر داند که دل در بندِ زلفش چون خوش استعاقلان دیوانه گردند از پیِ زنجیرِ ما

رویِ خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کردزان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیرِ ما

با دلِ سنگینت آیا هیچ درگیرد شبیآهِ آتشناک و سوزِ سینهٔ شبگیرِ ما؟

تیرِ آهِ ما ز گردون بگذرد حافظ خموشرحم کن بر جانِ خود پرهیز کن از تیرِ ما

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

کسی که راهنمای تو بوده مسیر تازه‌ای برگزیده و تو میان دو راه مانده‌ای. اگر دلت راه را نشان می‌دهد، همراه شو و از دگرگونی نترس.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

پیر حافظ از مسجد به میخانه رفته و مریدان حیران‌اند که اکنون چه کنند. این «تغییر قبله» در زبان حافظ کنایه از گذر از زهد ظاهری به عشق و معرفت است. شاعر همراهی در «خرابات طریقت» را تقدیری ازلی می‌داند و می‌گوید اگر عقل بداند دل در بند زلف یار چه خوش است، عاقلان هم دیوانه می‌شوند.

شرح بیت‌ها

بیت ۲ما مریدان روی سویِ قبله چون آریم؟ چون / روی سویِ خانهٔ خَمّار دارد پیرِ ما

ما مریدان چگونه رو به قبله کنیم، وقتی پیرمان رو به خانه خمّار دارد؟

بیت ۳در خراباتِ طریقت ما به هم منزل شویم / کاین‌چنین رفته‌ است در عهدِ ازل تقدیرِ ما

در خرابات طریقت با هم منزل می‌کنیم، چون تقدیر ما از ازل چنین نوشته شده است.

بیت ۴عقل اگر داند که دل در بندِ زلفش چون خوش است / عاقلان دیوانه گردند از پیِ زنجیرِ ما

اگر عقل بداند در بند زلف یار بودن چه خوش است، عاقلان برای زنجیر ما دیوانه می‌شوند.

بیت ۵رویِ خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد / زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیرِ ما

روی زیبای تو آیه‌ای از لطف را بر ما آشکار کرد و از آن پس در تفسیر ما جز لطف و خوبی چیزی نیست.

معنی واژه‌ها

پیر
مرشد، راهنمای سلوک
طریقت
راه سلوک عارفانه
خمّار
می‌فروش
خرابات
میکده؛ در زبان عرفانی جای رهایی از خودبینی
عهد ازل
آغاز آفرینش
شبگیر
سحرگاه