حافظ · غزل شماره ۹
رونق عهد شباب است دگر بُستان را
رونق عهد شباب است دگر بُستان رامیرسد مژدهٔ گل بلبل خوشالحان را
ای صبا گر به جوانان چمن باز رَسیخدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را
گر چنین جلوه کند مغبچهٔ بادهفروشخاکروبِ درِ میخانه کنم مژگان را
ای که بر مه کشی از عَنبرِ سارا چوگانمضطربحال مگردان، من سرگردان را
ترسم این قوم که بر دُردکشان میخندنددر سر کار خرابات کنند ایمان را
یار مردان خدا باش که در کشتی نوحهست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
برو از خانهٔ گردون به در و نان مطلبکآن سیهکاسه در آخر بِکُشد مهمان را
هر که را خوابگه آخر مشتی خاک استگو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را
ماه کنعانی من! مسند مصر آنِ تو شدوقت آن است که بدرود کنی زندان را
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولیدام تزویر مکن چون دگران قرآن را
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
دوران سختی رو به پایان است، همانگونه که یوسف از زندان به تخت رسید. با نیکان همراه شو و در کارت صادق بمان.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی بهاری. بستان دوباره رونق جوانی یافته و بلبل مژده گل را میشنود. حافظ به صبا سلامی برای سرو و گل و ریحان میسپارد، از ریاکارانی میگوید که بر بادهنوشان میخندند، و پند میدهد که یار مردان خدا باش. بیت نهم با اشاره به داستان یوسف امید به پایان سختی میدهد و بیت پایانی، «دام تزویر مکن چون دگران قرآن را»، از مشهورترین هشدارهای حافظ درباره ریاست.
شرح بیتها
بیت ۶یار مردان خدا باش که در کشتی نوح / هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
همراه مردان خدا باش؛ در کشتی نوح خاکی هست که طوفان را به آبی نمیخرد، یعنی در پناه نیکان از بلا ایمنی.
بیت ۷برو از خانهٔ گردون به در و نان مطلب / کآن سیهکاسه در آخر بِکُشد مهمان را
از خانه روزگار نان مخواه، که آن میزبان بخیل سرانجام مهمانش را میکشد.
بیت ۸هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است / گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را
کسی که سرانجام خوابگاهش مشتی خاک است، چه نیازی دارد کاخش را به آسمان برساند؟
بیت ۹ماه کنعانی من! مسند مصر آنِ تو شد / وقت آن است که بدرود کنی زندان را
ای ماه کنعانی، تخت مصر از آن تو شد؛ وقت آن است که با زندان وداع کنی.
بیت ۱۰حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی / دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
می بخور و رندی کن و خوش باش، اما قرآن را مانند دیگران دام فریب مکن.
معنی واژهها
- عهد شباب
- دوران جوانی
- عنبر سارا
- عنبر خالص؛ کنایه از زلف سیاه خوشبو
- چوگان
- چوب سرکج بازی چوگان؛ کنایه از زلف خمیده
- دُردکش
- نوشنده تهمانده شراب؛ رند
- سیهکاسه
- بخیل، ناجوانمرد
- ماه کنعانی
- یوسف
- تزویر
- ریا و فریب