حافظ · غزل شماره ۱۳۹
رو بر رَهَش نهادم و بر من گذر نکرد
رو بر رَهَش نهادم و بر من گذر نکردصد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد
سیلِ سرشک ما ز دلش کین به در نَبُرددر سنگِ خاره قطرهٔ باران اثر نکرد
یا رب تو آن جوانِ دلاور نگاهدارکز تیرِ آهِ گوشهنشینان حذر نکرد
ماهی و مرغْ دوش ز افغانِ من نَخُفتوان شوخْدیده بین که سر از خواب برنکرد
میخواستم که میرَمَش اندر قدم چو شمعاو خود گذر به ما چو نسیمِ سحر نکرد
جانا کدام سنگدلِ بیکفایت استکاو پیشِ زخمِ تیغِ تو جان را سپر نکرد؟
کِلکِ زبانبریدهٔ حافظ در انجمنبا کس نگفت رازِ تو تا تَرکِ سر نکرد
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
گاهی تلاشها بر دل کسی اثر نمیکند. به جای اصرار، به خودت فرصت بده و از آه دل آزردهها پرهیز کن.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی در بیاعتنایی یار. سر بر راهش نهادم و از کنارم نگذشت؛ صد لطف چشم داشتم و یک نگاه هم نکرد. بیت دوم تمثیلی زیبا دارد: سیل اشک ما کینه را از دلش بیرون نبرد؛ قطره باران در سنگ خارا اثر نمیکند. در بیت سوم با لحنی آمیخته به نگرانی دعا میکند که خدا آن جوان دلاوری را که از تیر آه گوشهنشینان پرهیز نکرد، نگه دارد.
شرح بیتها
بیت ۱رو بر رَهَش نهادم و بر من گذر نکرد / صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد
سر بر راهش نهادم و از کنارم نگذشت؛ صد لطف چشم داشتم و یک نگاه هم نکرد.
بیت ۲سیلِ سرشک ما ز دلش کین به در نَبُرد / در سنگِ خاره قطرهٔ باران اثر نکرد
سیل اشک ما کینه را از دلش بیرون نبرد؛ قطره باران در سنگ خارا اثر نمیکند.
بیت ۳یا رب تو آن جوانِ دلاور نگاهدار / کز تیرِ آهِ گوشهنشینان حذر نکرد
خدایا آن جوان دلاور را نگه دار که از تیر آه گوشهنشینان پرهیز نکرد.
بیت ۴ماهی و مرغْ دوش ز افغانِ من نَخُفت / وان شوخْدیده بین که سر از خواب برنکرد
دیشب ماهی و مرغ از ناله من نخوابیدند، اما آن شوخچشم را ببین که سر از خواب برنداشت.
معنی واژهها
- سرشک
- اشک
- سنگ خاره
- سنگ سخت
- حذر
- پرهیز
- افغان
- ناله
- شوخدیده
- بیپروا
- کلک
- قلم