حافظ · غزل شماره ۱۴۰
دلبر بِرَفت و دلشدگان را خبر نکرد
دلبر بِرَفت و دلشدگان را خبر نکردیادِ حریفِ شهر و رفیقِ سفر نکرد
یا بختِ من طریقِ مروت فروگذاشتیا او به شاهراهِ طریقت گذر نکرد
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنمچون سخت بود در دلِ سنگش اثر نکرد
شوخی مکن که مرغِ دلِ بیقرارِ منسودایِ دامِ عاشقی از سر به درنکرد
هر کس که دید رویِ تو بوسید چشمِ منکاری که کرد دیدهٔ من، بینظر نکرد
من ایستاده تا کُنَمَش جان فدا چو شمعاو خود گذر به ما چو نسیمِ سحر نکرد
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
اگر کسی بیخبر رفته، خودت را سرزنش نکن. تو با نگاه درست دل بسته بودی؛ ارزش آن محبت کم نمیشود.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی کوتاه در رفتن ناگهانی یار. دلبر رفت و دلشدگان را خبر نکرد؛ نه یاد همنشین شهر کرد و نه یاد رفیق سفر. حافظ نمیداند گناه از بخت خودش است یا یار از راه جوانمردی نرفته است. در بیت پنجم نکتهای لطیف دارد: هر کس روی تو را دید چشم مرا بوسید، زیرا چشم من کاری از روی بصیرت کرد. بیت ششم تقریباً همان بیت پنجم غزل پیشین است.
شرح بیتها
بیت ۱دلبر بِرَفت و دلشدگان را خبر نکرد / یادِ حریفِ شهر و رفیقِ سفر نکرد
دلبر رفت و دلشدگان را خبر نکرد؛ نه یاد همنشین شهر کرد و نه یاد رفیق سفر.
بیت ۲یا بختِ من طریقِ مروت فروگذاشت / یا او به شاهراهِ طریقت گذر نکرد
یا بخت من راه جوانمردی را رها کرد، یا او از شاهراه طریقت گذر نکرد.
بیت ۳گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم / چون سخت بود در دلِ سنگش اثر نکرد
گفتم شاید با گریه دلش را مهربان کنم؛ اما چون دلش سنگ بود، اثری نکرد.
بیت ۵هر کس که دید رویِ تو بوسید چشمِ من / کاری که کرد دیدهٔ من، بینظر نکرد
هر کس روی تو را دید چشم مرا بوسید؛ چشم من کاری که کرد بیبصیرت نبود.
معنی واژهها
- دلشدگان
- عاشقان
- حریف
- همنشین
- مروت
- جوانمردی
- طریقت
- راه سلوک
- سودا
- هوس، اندیشه عاشقانه