حافظ · غزل شماره ۱۴۴
به سِرِّ جامِ جم آنگه نظر توانی کرد
به سِرِّ جامِ جم آنگه نظر توانی کردکه خاکِ میکده کُحلِ بَصَر توانی کرد
مباش بی می و مُطرب که زیرِ طاقِ سپهربدین ترانه غم از دل به در توانی کرد
گُلِ مرادِ تو آنگه نقاب بُگْشایدکه خدمتش چو نسیمِ سحر توانی کرد
گدایی درِ میخانه طُرفه اِکسیریستگر این عمل بِکُنی، خاکْ زر توانی کرد
به عزمِ مرحلهٔ عشق پیش نِه قدمیکه سودها کنی ار این سفر توانی کرد
تو کز سرایِ طبیعت نمیروی بیرونکجا به کویِ طریقت گذر توانی کرد
جمالِ یار ندارد نقاب و پرده ولیغبارِ رَه بِنِشان تا نظر توانی کرد
بیا که چارهٔ ذوقِ حضور و نظم اموربه فیضبخشیِ اهلِ نظر توانی کرد
ولی تو تا لبِ معشوق و جامِ مِی خواهیطمع مدار که کارِ دگر توانی کرد
دلا ز نورِ هدایت گر آگهی یابیچو شمع، خندهزنان تَرکِ سر توانی کرد
گر این نصیحتِ شاهانه بشنوی حافظبه شاهراهِ حقیقت گذر توانی کرد
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
حقیقت پنهان نیست؛ غبار ذهن و دلبستگیها مانع دیدن است. با فروتنی و رها کردن خواستههای کوچک، راه روشن میشود.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی پندآموز که ادامه معنایی غزل پیشین است: وقتی میتوانی به راز جام جم پی ببری که خاک میکده را سرمه چشم کنی؛ یعنی با فروتنی بینا شوی. بیت چهارم مشهور است: گدایی در میخانه اکسیری شگفت است که خاک را زر میکند. بیت ششم پرسشی بنیادی است: تو که از خانه طبیعت (خواهشهای نفس) بیرون نمیروی، چگونه به کوی طریقت گذر میکنی؟ بیت هفتم ژرف است: جمال یار پرده ندارد، تو غبار راه را بنشان تا ببینی.
شرح بیتها
بیت ۱به سِرِّ جامِ جم آنگه نظر توانی کرد / که خاکِ میکده کُحلِ بَصَر توانی کرد
آنگاه به راز جام جم میتوانی نگریست که خاک میکده را سرمه چشم کنی.
بیت ۴گدایی درِ میخانه طُرفه اِکسیریست / گر این عمل بِکُنی، خاکْ زر توانی کرد
گدایی در میخانه اکسیری شگفت است؛ اگر این کار را بکنی، خاک را زر میتوانی کرد.
بیت ۶تو کز سرایِ طبیعت نمیروی بیرون / کجا به کویِ طریقت گذر توانی کرد
تو که از سرای طبیعت (خواهشهای نفس) بیرون نمیروی، چگونه به کوی طریقت میتوانی رسید؟
بیت ۷جمالِ یار ندارد نقاب و پرده ولی / غبارِ رَه بِنِشان تا نظر توانی کرد
جمال یار نقاب و پرده ندارد؛ اما غبار راه را فرو بنشان تا بتوانی ببینی.
بیت ۱۰دلا ز نورِ هدایت گر آگهی یابی / چو شمع، خندهزنان تَرکِ سر توانی کرد
ای دل، اگر از نور هدایت آگاه شوی، مانند شمع خندهزنان میتوانی از سر بگذری.
معنی واژهها
- سر
- راز
- کحل
- سرمه
- بصر
- چشم
- طرفه
- شگفت
- اکسیر
- کیمیا
- سرای طبیعت
- دنیای خواهشهای نفسانی
- طریقت
- راه سلوک