پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۱۵۹

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشد

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشدای بسا خرقه که مُستوجبِ آتش باشد

صوفیِ ما که ز وِردِ سحری مست شدیشامگاهش نگران باش که سرخوش باشد

خوش بُوَد گر محکِ تجربه آید به میانتا سیه‌روی شود هر که در او غَش باشد

خَطِّ ساقی گر از این گونه زند نقش بر آبای بسا رُخ که به خونآبه مُنَقَّش باشد

ناز‌پروردِ تَنَعُّم نبَرَد راه به دوستعاشقی شیوهٔ رندانِ بلاکش باشد

غمِ دنیای دَنی چند خوری؟ باده بخورحیف باشد دلِ دانا که مُشَوَّش باشد

دلق و سجادهٔ حافظ ببَرَد باده‌فروشگر شرابش ز کفِ ساقی مَه‌وَش باشد

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

آدم‌ها در آزمون روزگار شناخته می‌شوند. برای رسیدن به هدفی ارزشمند باید سختی را بپذیری؛ راحت‌طلبی به مقصد نمی‌رسد.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در نقد ریاکاری و ستایش آزمون. سرمایه صوفی همه‌اش ناب و بی‌غش نیست؛ بسا خرقه که سزاوار آتش است. بیت سوم از پندهای مشهور حافظ است: خوش است اگر محک تجربه به میان آید تا هر کس غش دارد رسوا شود. بیت پنجم نیز مشهور است: نازپرورده خوش‌گذرانی راه به دوست نمی‌برد؛ عاشقی شیوه رندان بلاکش است. بیت ششم پندی آرامش‌بخش دارد: حیف است دل دانا پریشان باشد.

شرح بیت‌ها

بیت ۱نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشد / ای بسا خرقه که مُستوجبِ آتش باشد

سرمایه صوفی همه‌اش ناب و بی‌غش نیست؛ بسا خرقه که سزاوار آتش است.

بیت ۳خوش بُوَد گر محکِ تجربه آید به میان / تا سیه‌روی شود هر که در او غَش باشد

خوش است اگر محک تجربه به میان آید تا هر کس ناخالصی دارد سیه‌رو شود.

بیت ۵ناز‌پروردِ تَنَعُّم نبَرَد راه به دوست / عاشقی شیوهٔ رندانِ بلاکش باشد

نازپرورده خوش‌گذرانی راه به دوست نمی‌برد؛ عاشقی شیوه رندان بلاکش است.

بیت ۶غمِ دنیای دَنی چند خوری؟ باده بخور / حیف باشد دلِ دانا که مُشَوَّش باشد

تا کی غم دنیای پست را می‌خوری؟ حیف است دل دانا آشفته باشد.

معنی واژه‌ها

نقد
سرمایه
غش
ناخالصی
مستوجب
سزاوار
ورد
ذکر
محک
سنگ آزمایش طلا
تنعم
ناز و نعمت
مشوش
آشفته