حافظ · غزل شماره ۱۷۲
عشقِ تو نهالِ حیرت آمد
عشقِ تو نهالِ حیرت آمدوصلِ تو کمالِ حیرت آمد
بس غرقهٔ حالِ وصل کآخرهم بر سرِ حالِ حیرت آمد
یک دل بنما که در رَهِ اوبر چهره نه خالِ حیرت آمد
نه وصل بِمانَد و نه واصلآنجا که خیالِ حیرت آمد
از هر طرفی که گوش کردمآوازِ سؤالِ حیرت آمد
شد مُنهَزِم از کمالِ عزّتآن را که جلالِ حیرت آمد
سر تا قدمِ وجودِ حافظدر عشق، نهالِ حیرت آمد
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
اگر در برابر پرسشی بزرگ حیرانی، نگران نباش؛ حیرت آغاز فهمیدن است. با فروتنی پرسشهایت را دنبال کن.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی کوتاه و عرفانی با ردیف «حیرت آمد»، که یکی از مقامهای مهم سلوک است. در عرفان، حیرت مرحلهای است که سالک در برابر عظمت حق از هر دانستنی تهی میشود. عشق تو نهال حیرت است و وصل تو کمال حیرت. بسا غرقه در حال وصل که سرانجام به حیرت رسید. بیت چهارم ژرف است: آنجا که خیال حیرت میآید، نه وصل میماند و نه رسنده. و از هر سو که گوش دادم، آواز پرسش حیرت آمد.
شرح بیتها
بیت ۱عشقِ تو نهالِ حیرت آمد / وصلِ تو کمالِ حیرت آمد
عشق تو نهال حیرت است و وصل تو کمال حیرت.
بیت ۲بس غرقهٔ حالِ وصل کآخر / هم بر سرِ حالِ حیرت آمد
بسا کسی که غرق حال وصل بود و سرانجام باز به حال حیرت رسید.
بیت ۴نه وصل بِمانَد و نه واصل / آنجا که خیالِ حیرت آمد
آنجا که خیال حیرت آمد، نه وصل میماند و نه کسی که به وصل رسیده.
بیت ۵از هر طرفی که گوش کردم / آوازِ سؤالِ حیرت آمد
از هر طرف که گوش دادم، آواز پرسش حیرت آمد.
بیت ۷سر تا قدمِ وجودِ حافظ / در عشق، نهالِ حیرت آمد
سراپای وجود حافظ در عشق نهال حیرت شد.
معنی واژهها
- حیرت
- سرگشتگی در برابر عظمت؛ مقامی در عرفان
- نهال
- درخت نورس
- غرقه
- غرقشده
- واصل
- رسیده به مقصد
- منهزم
- شکستخورده، گریزان
- جلال
- شکوه