حافظ · غزل شماره ۱۷۴
مژده ای دل که دگر بادِ صبا بازآمد
مژده ای دل که دگر بادِ صبا بازآمدهدهد خوشخبر از طَرْفِ سبا بازآمد
برکش ای مرغِ سحر نغمهٔ داوودی بازکه سلیمانِ گل از بادِ هوا بازآمد
عارفی کو که کُنَد فَهْم زبانِ سوسنتا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد
مردمی کرد و کرم لطفِ خداداد به منکـآن بتِ ماهرخ از راهِ وفا بازآمد
لاله بویِ میِ نوشین بشنید از دمِ صبحداغدل بود، به امّیدِ دوا بازآمد
چشمِ من در رهِ این قافلهٔ راه بماندتا به گوشِ دلم آوازِ دَرا بازآمد
گرچه حافظ دَرِ رَنجِش زد و پیمان بِشکستلطفِ او بین که به لطف از درِ ما بازآمد
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
مژده! کسی یا چیزی که از دست رفته بود بازمیگردد. حتی اگر اشتباهی کردهای، در آشتی باز است.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
از غزلهای مژدهبخش حافظ که برای فال بسیار محبوب است. ای دل، مژده که باد صبا بازآمد و هدهد خوشخبر از سوی سبا بازگشت. تمثیلهای داستان سلیمان در سراسر غزل تکرار میشوند. بیت سوم پرسشی لطیف دارد: عارفی کجاست که زبان سوسن را بفهمد تا بپرسد چرا رفت و چرا بازآمد؟ بیت چهارم دل را شاد میکند: لطف خداداد مروت کرد و آن ماهرو از راه وفا بازآمد.
شرح بیتها
بیت ۱مژده ای دل که دگر بادِ صبا بازآمد / هدهد خوشخبر از طَرْفِ سبا بازآمد
ای دل، مژده که باد صبا دوباره آمد و هدهد خوشخبر از سوی سبا بازگشت.
بیت ۲برکش ای مرغِ سحر نغمهٔ داوودی باز / که سلیمانِ گل از بادِ هوا بازآمد
ای مرغ سحر، دوباره نغمه داوودی سر بده، که سلیمان گل از باد هوا بازآمد.
بیت ۴مردمی کرد و کرم لطفِ خداداد به من / کـآن بتِ ماهرخ از راهِ وفا بازآمد
لطف خداداد با من مروت و کرم کرد، که آن بت ماهرو از راه وفا بازگشت.
بیت ۶چشمِ من در رهِ این قافلهٔ راه بماند / تا به گوشِ دلم آوازِ دَرا بازآمد
چشمم در راه این کاروان ماند تا آواز زنگ کاروان به گوش دلم بازآمد.
بیت ۷گرچه حافظ دَرِ رَنجِش زد و پیمان بِشکست / لطفِ او بین که به لطف از درِ ما بازآمد
هرچند حافظ در رنجش زد و پیمان شکست، لطف او را ببین که با مهربانی به در ما بازآمد.
معنی واژهها
- هدهد
- پرنده پیامآور سلیمان
- طرف سبا
- سوی سرزمین سبا
- نغمه داوودی
- آواز خوش مانند داوود پیامبر
- مردمی
- مروت
- درا
- زنگ کاروان
- رنجش
- دلخوری