حافظ · غزل شماره ۱۷۶
سَحَرم دولتِ بیدار به بالین آمد
سَحَرم دولتِ بیدار به بالین آمدگفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرامتا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
مژدگانی بده ای خلوتیِ نافهگشایکه ز صحرایِ خُتَن آهویِ مُشکین آمد
گریه آبی به رخِ سوختگان بازآوردناله فریادرَسِ عاشقِ مسکین آمد
مرغِ دل باز هوادارِ کمانابروییستای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوستکه به کامِ دلِ ما آن بشد و این آمد
رسمِ بدعهدیِ ایّام چو دید ابرِ بهارگریهاش بر سمن و سنبل و نسرین آمد
چون صبا گفتهٔ حافظ بشنید از بلبلعَنبرافشان به تماشایِ ریاحین آمد
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
بخت بیدار به سراغت آمده؛ برخیز و فرصت را ببین. غم رفته و شادی آمده؛ از حرف دیگران نگران نباش.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی شاد در آمدن یار. سحرگاه دولت بیدار به بالینم آمد و گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد. بیت سوم با تصویر آهوی مشکین ختن مژده میدهد. بیت چهارم امیدبخش است: گریه آبرو را به سوختگان بازگرداند و ناله فریادرس عاشق بیچاره شد. بیت ششم پندی آرامشبخش است: ساقی، می بده و از دشمن و دوست غم مخور، که به کام دل ما آن رفت و این آمد.
شرح بیتها
بیت ۱سَحَرم دولتِ بیدار به بالین آمد / گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
سحرگاه بخت بیدار به بالینم آمد و گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد.
بیت ۳مژدگانی بده ای خلوتیِ نافهگشای / که ز صحرایِ خُتَن آهویِ مُشکین آمد
ای خلوتنشین نافهگشا، مژدگانی بده که از صحرای ختن آهوی مشکین آمد.
بیت ۴گریه آبی به رخِ سوختگان بازآورد / ناله فریادرَسِ عاشقِ مسکین آمد
گریه آبرو را به سوختگان بازگرداند و ناله فریادرس عاشق بیچاره شد.
بیت ۶ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست / که به کامِ دلِ ما آن بشد و این آمد
ساقی، می بده و از دشمن و دوست غم مخور، که به کام دل ما آن (غم) رفت و این (شادی) آمد.
معنی واژهها
- دولت بیدار
- بخت یار
- خسرو شیرین
- پادشاه شیرینکار؛ اشاره به خسرو و شیرین
- خرامیدن
- با ناز راه رفتن
- ختن
- سرزمینی در ترکستان، مشهور به مشک
- شاهین
- پرنده شکاری
- ریاحین
- گیاهان خوشبو