حافظ · غزل شماره ۱۸۰
ای پستهٔ تو خنده زده بر حدیثِ قند
ای پستهٔ تو خنده زده بر حدیثِ قندمشتاقم از برای خدا یک شِکَر بخند
طوبی ز قامتِ تو نیارد که دَم زندزین قصّه بگذرم که سخن میشود بلند
خواهی که برنخیزدت از دیده رودِ خوندل در وفایِ صحبتِ رودِ کسان مَبَند
گر جلوه مینمایی و گر طعنه میزنیما نیستیم معتقدِ شیخِ خودپسند
ز آشفتگیِ حالِ من آگاه کِی شود؟آن را که دل نگشت گرفتارِ این کمند
بازارِ شوق گرم شد آن سروْقد کجاست؟تا جانِ خود بر آتش رویش کُنم سپند
جایی که یارِ ما به شِکَرخنده دَم زندای پسته کیستی تو، خدا را به خود مخند
حافظ چو تَرکِ غمزهٔ تُرکان نمیکنیدانی کجاست جای تو؟ خوارزم یا خُجَند
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
لبخند تو میتواند حال کسی را خوب کند؛ آن را دریغ نکن. در انتخابهایت مستقل باش و فریب ادعاهای خودپسندانه را نخور.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی در ستایش لبخند یار با تصویرهای شیرین. ای که پسته (دهان) تو بر سخن قند خندیده، به خاطر خدا یک خنده شیرین بزن. بیت سوم پندی دارد: اگر نمیخواهی رود خون از چشمت جاری شود، دل به وفای همنشینی با فرزندان دیگران مبند. بیت چهارم استقلال فکری حافظ را نشان میدهد: چه جلوه کنی و چه طعنه بزنی، ما به شیخ خودپسند اعتقادی نداریم. بیت پایانی طنزی لطیف دارد که او را به خوارزم یا خجند، سرزمین ترکان زیبارو، حواله میدهد.
شرح بیتها
بیت ۱ای پستهٔ تو خنده زده بر حدیثِ قند / مشتاقم از برای خدا یک شِکَر بخند
ای که دهان (پسته) تو بر سخن قند خندیده، مشتاقم؛ به خاطر خدا یک خنده شیرین بزن.
بیت ۲طوبی ز قامتِ تو نیارد که دَم زند / زین قصّه بگذرم که سخن میشود بلند
طوبی در برابر قامت تو یارای دم زدن ندارد؛ از این قصه میگذرم که سخن طولانی میشود.
بیت ۴گر جلوه مینمایی و گر طعنه میزنی / ما نیستیم معتقدِ شیخِ خودپسند
چه جلوه کنی و چه طعنه بزنی، ما به شیخ خودپسند اعتقادی نداریم.
بیت ۶بازارِ شوق گرم شد آن سروْقد کجاست؟ / تا جانِ خود بر آتش رویش کُنم سپند
بازار شوق گرم شد؛ آن سروقد کجاست تا جانم را اسپند آتش رویش کنم؟
بیت ۸حافظ چو تَرکِ غمزهٔ تُرکان نمیکنی / دانی کجاست جای تو؟ خوارزم یا خُجَند
حافظ، چون از غمزه ترکان دست برنمیداری، میدانی جایت کجاست؟ خوارزم یا خجند.
معنی واژهها
- پسته
- کنایه از دهان کوچک
- طوبی
- درخت بهشتی
- رود
- فرزند
- سپند
- اسپند
- خوارزم و خجند
- دو شهر در آسیای میانه
- ترک
- زیبارو