حافظ · غزل شماره ۱۸۷
دِلا! بِسوز! که سوزِ تو، کارها بِکُنَد
دِلا! بِسوز! که سوزِ تو، کارها بِکُنَدنیازِ نیمشَبی، دَفْعِ صَد بَلا بِکُنَد
عِتابِ یارِ پَریچِهْرِه، عاشِقانِه بِکَش!کِه یِک کِرِشْمِه، تَلافیِّ صَد جَفا بِکُنَد
زِ مُلْک تا مَلَکوتَش، حِجاب بَردارَنْدهَر آنکِه خِدْمَتِ جامِ جَهاننَما بِکُنَد
طَبیبِ عِشْق، مَسیحادَم است و مُشْفِق، لیکچو دَرد، دَر تو نَبینَد؛ کِه را دَوا بِکُنَد؟
تو با خدایِ خود اَنداز کار! و دِل، خوش دار!کِه رَحْم اَگَر نَکُنَد مُدَّعی، خُدا بِکُنَد
زِ بَخْتِ خُفْتِه مَلولَم، بُوَد که بیداریبِه وَقْتِ فاتِحِهٔ صُبْح، یک دُعا بِکُنَد؟
بِسوخْت «حافِظ» و بویی به زُلْفِ یار نَبُرْدمَگَر دِلالَتِ این دولَتَش، صَبا بِکُنَد
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
کارت را به خدا بسپار و دلت را آرام نگه دار؛ اگر کسی رحم نکند، خدا رحم میکند. دعای نیمهشب بلاها را دور میکند.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
از غزلهای امیدبخش و پرکاربرد حافظ. ای دل بسوز، که سوز تو کارها میکند؛ نیاز نیمهشب صد بلا را دور میکند. بیت دوم پند صبوری در عشق است: یک کرشمه یار تلافی صد جفا را میکند. بیت چهارم نکتهای ژرف دارد: طبیب عشق مسیحدم و مهربان است، اما وقتی دردی در تو نبیند چه کسی را درمان کند؟ بیت پنجم از پرکاربردترین ابیات است: کارت را به خدا بسپار و دل خوش دار، که اگر مدعی رحم نکند، خدا رحم میکند.
شرح بیتها
بیت ۱دِلا! بِسوز! که سوزِ تو، کارها بِکُنَد / نیازِ نیمشَبی، دَفْعِ صَد بَلا بِکُنَد
ای دل، بسوز، که سوز تو کارها میکند؛ نیاز نیمهشب صد بلا را دور میکند.
بیت ۲عِتابِ یارِ پَریچِهْرِه، عاشِقانِه بِکَش! / کِه یِک کِرِشْمِه، تَلافیِّ صَد جَفا بِکُنَد
سرزنش یار پریچهره را عاشقانه تحمل کن، که یک کرشمهاش تلافی صد جفا را میکند.
بیت ۴طَبیبِ عِشْق، مَسیحادَم است و مُشْفِق، لیک / چو دَرد، دَر تو نَبینَد؛ کِه را دَوا بِکُنَد؟
طبیب عشق مسیحدم و مهربان است، اما وقتی دردی در تو نبیند، چه کسی را درمان کند؟
بیت ۵تو با خدایِ خود اَنداز کار! و دِل، خوش دار! / کِه رَحْم اَگَر نَکُنَد مُدَّعی، خُدا بِکُنَد
کارت را به خدای خود بسپار و دلت را خوش دار، که اگر مدعی رحم نکند، خدا رحم میکند.
بیت ۶زِ بَخْتِ خُفْتِه مَلولَم، بُوَد که بیداری / بِه وَقْتِ فاتِحِهٔ صُبْح، یک دُعا بِکُنَد؟
از بخت خفته دلتنگم؛ شاید بیداری هنگام دعای صبح دعایی بکند.
معنی واژهها
- سوز
- درد و شور درونی
- نیاز نیمشبی
- راز و نیاز نیمهشب
- عتاب
- سرزنش
- ملکوت
- عالم غیب
- مشفق
- مهربان
- مدعی
- دشمن، ادعاکننده
- فاتحه صبح
- آغاز صبح