پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۱۹۷

شاهدان گر دلبری زین سان کنند

شاهدان گر دلبری زین سان کنندزاهدان را رخنه در ایمان کنند

هر کجا آن شاخِ نرگس بِشْکُفدگُل‌رُخانَش دیده نرگس‌دان کنند

ای جوانِ سَروقَد! گویی بِبَرپیش از آن کز قامتت چوگان کنند

عاشقان را بر سرِ خود حُکم نیستهر چه فرمانِ تو باشد آن کنند

پیشِ چشمم کمتر است از قطره‌ایاین حکایت‌ها که از طوفان کنند

یارِ ما چون گیرد آغازِ سَماعقُدسیان بر عرش دست‌افشان کنند

مردمِ چشمم به خون آغشته شددر کجا این ظلم بر انسان کنند؟

خوش برآ با غصه، ای دل! کاَهلِ رازعیشِ خوش در بوتهٔ هجران کنند

سر مکش حافظ ز آهِ نیم‌شبتا چو صبحت، آینه رخشان کنند

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

جوانی و توانت را غنیمت بدان و گوی را ببر. سختی‌های امروز مانند آتش بوته، تو را خالص‌تر می‌کند.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

غزلی در قدرت زیبایی و پند صبر در غم. اگر زیبارویان این‌گونه دلبری کنند، در ایمان زاهدان رخنه می‌اندازند. بیت سوم تمثیلی از بازی چوگان است: ای جوان سروقد، تا زمانی که قامتت را خم (چوگان) نکرده‌اند، گوی را ببر؛ یعنی جوانی را غنیمت بدان. بیت چهارم تسلیم عاشق است. بیت هشتم پندی زیباست: ای دل با غصه خوش باش، که اهل راز عیش خوش را در بوته هجران می‌یابند.

شرح بیت‌ها

بیت ۱شاهدان گر دلبری زین سان کنند / زاهدان را رخنه در ایمان کنند

اگر زیبارویان این‌گونه دلبری کنند، در ایمان زاهدان رخنه می‌اندازند.

بیت ۳ای جوانِ سَروقَد! گویی بِبَر / پیش از آن کز قامتت چوگان کنند

ای جوان سروقد، گوی را ببر، پیش از آن‌که قامتت را مانند چوگان خم کنند.

بیت ۴عاشقان را بر سرِ خود حُکم نیست / هر چه فرمانِ تو باشد آن کنند

عاشقان بر سر خود حکمی ندارند؛ هر چه فرمان تو باشد همان را می‌کنند.

بیت ۸خوش برآ با غصه، ای دل! کاَهلِ راز / عیشِ خوش در بوتهٔ هجران کنند

ای دل، با غصه خوش باش، که اهل راز عیش خوش را در بوته هجران می‌یابند.

بیت ۹سر مکش حافظ ز آهِ نیم‌شب / تا چو صبحت، آینه رخشان کنند

حافظ، از آه نیمه‌شب سر مپیچ تا آینه دلت را مانند صبح درخشان کنند.

معنی واژه‌ها

شاهد
زیبارو
رخنه
شکاف
نرگس‌دان
گلدان نرگس
چوگان
چوب خمیده بازی چوگان
سماع
رقص عارفانه
قدسیان
فرشتگان
بوته
ظرف ذوب فلز