پرش به محتوا
گلپسر

حافظ · غزل شماره ۱۹۹

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنندچون به خلوت می‌روند آن کارِ دیگر می‌کنند!

مشکلی دارم، زِ دانشمندِ مجلس بازپرستوبه‌فرمایان، چرا خود توبه کم‌تر می‌کنند؟

گوییا باور نمی‌دارند روزِ داوریکاین همه قَلب و دَغَل در کارِ داور می‌کنند

یا رب این نُودولَتان را با خَرِ خودْشان نشانکاین همه ناز از غلامِ تُرک و اَسْتَر می‌کنند

ای گدای خانِقَه، بَرْجَه که در دِیرِ مُغانمی‌دهند آبی و دل‌ها را توانگر می‌کنند

حُسنِ بی‌پایان او، چندان که عاشق می‌کُشدزمرهٔ دیگر به عشق از غیب سَر بَر می‌کنند

بر درِ می‌خانهٔ عشق ای مَلَک، تسبیح گویکاَندر آنجا، طینَتِ آدم مُخَمَّر می‌کنند

صبح‌دم از عرش می‌آمد خروشی، عقل گفت«قُدسیان گویی که شعرِ حافظ از بَر می‌کنند»

متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.

اگر با نیت آمده‌اید

به حرف کسانی که خودشان به آنچه می‌گویند عمل نمی‌کنند اعتماد نکن. خودت آنچه به دیگران توصیه می‌کنی را اول انجام بده.

تعبیر کامل فال با شاه‌بیت و شاهد این غزل

فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.

درباره این غزل

از مشهورترین غزل‌های انتقادی حافظ در نقد ریاکاری واعظان. واعظانی که در محراب و منبر جلوه می‌فروشند، وقتی به خلوت می‌روند کار دیگری می‌کنند. بیت دوم از پرکاربردترین ابیات است: مشکلی دارم، از دانشمند مجلس بپرس که توبه‌فرمایان چرا خودشان کمتر توبه می‌کنند؟ بیت سوم می‌گوید گویی روز داوری را باور ندارند. بیت چهارم طنزی گزنده به نودولتان دارد. بیت پایانی ادعایی شاعرانه است: فرشتگان شعر حافظ را از بر می‌کنند.

شرح بیت‌ها

بیت ۱واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند / چون به خلوت می‌روند آن کارِ دیگر می‌کنند!

واعظانی که در محراب و منبر این جلوه را می‌فروشند، چون به خلوت می‌روند کار دیگری می‌کنند.

بیت ۲مشکلی دارم، زِ دانشمندِ مجلس بازپرس / توبه‌فرمایان، چرا خود توبه کم‌تر می‌کنند؟

مشکلی دارم؛ از دانشمند مجلس بپرس: توبه‌فرمایان چرا خود کمتر توبه می‌کنند؟

بیت ۳گوییا باور نمی‌دارند روزِ داوری / کاین همه قَلب و دَغَل در کارِ داور می‌کنند

گویی روز داوری را باور ندارند که این همه تقلب و فریب در کار داور می‌کنند.

بیت ۴یا رب این نُودولَتان را با خَرِ خودْشان نشان / کاین همه ناز از غلامِ تُرک و اَسْتَر می‌کنند

خدایا، این نودولتان را با خر خودشان بنشان، که این همه ناز از غلام ترک و استر می‌فروشند.

بیت ۷بر درِ می‌خانهٔ عشق ای مَلَک، تسبیح گوی / کاَندر آنجا، طینَتِ آدم مُخَمَّر می‌کنند

ای فرشته، بر در میخانه عشق تسبیح بگو، که آن‌جا سرشت آدم را می‌سرشند.

معنی واژه‌ها

جلوه
خودنمایی
توبه‌فرمایان
کسانی که به توبه دستور می‌دهند
قلب
سکه تقلبی
دغل
فریب
نودولتان
تازه به دوران رسیدگان
استر
قاطر
طینت
سرشت
مخمر
سرشته