حافظ · غزل شماره ۲۰۷
یاد باد آن که سرِ کویِ توام منزل بود
یاد باد آن که سرِ کویِ توام منزل بوددیده را روشنی از خاکِ درت حاصل بود
راست چون سوسن و گل از اثرِ صحبتِ پاکبر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود
دل چو از پیرِ خِرَد نَقلِ مَعانی میکردعشق میگفت به شرح آنچه بر او مشکل بود
آه از آن جور و تَطاول که در این دامگَه استآه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود
در دلم بود که بیدوست نباشم هرگزچه توان کرد؟ که سعیِ من و دل باطل بود
دوش بر یادِ حریفان به خرابات شدمخُمِ مِی دیدم، خون در دل و پا در گل بود
بس بِگَشتَم که بپرسم سببِ دردِ فِراقمفتیِ عقل در این مسأله لایَعْقِل بود
راستی خاتمِ فیروزهٔ بواسحاقیخوش درخشید ولی دولتِ مُستَعجِل بود
دیدی آن قهقههٔ کبکِ خِرامان حافظ؟که ز سرپنجهٔ شاهینِ قضا غافل بود
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
خوشیها گاهی زودگذرند؛ قدرشان را تا هستند بدان. در اوج شادی هم از تغییرات روزگار غافل نشو.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
غزلی نوستالژیک در یاد روزهای خوش و سوگ پادشاهی از دست رفته. یاد باد آن که منزلم سر کوی تو بود. بیت هشتم از مشهورترین ابیات تاریخی دیوان است: انگشتر فیروزه بواسحاقی خوش درخشید، اما دولتی زودگذر بود. این بیت به شاه شیخ ابواسحاق اینجو، فرمانروای محبوب حافظ در شیراز، اشاره دارد که حکومتش به دست آل مظفر برافتاد. بیت پایانی تمثیلی تلخ است: قهقهه کبک خرامان را دیدی که از سرپنجه شاهین قضا غافل بود؟
شرح بیتها
بیت ۱یاد باد آن که سرِ کویِ توام منزل بود / دیده را روشنی از خاکِ درت حاصل بود
یاد باد آن زمان که منزلم سر کوی تو بود و چشمم از خاک درت روشنی میگرفت.
بیت ۲راست چون سوسن و گل از اثرِ صحبتِ پاک / بر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود
مانند سوسن و گل، از اثر همنشینی پاک، آنچه در دل تو بود بر زبان من بود.
بیت ۷بس بِگَشتَم که بپرسم سببِ دردِ فِراق / مفتیِ عقل در این مسأله لایَعْقِل بود
بسیار گشتم تا سبب درد جدایی را بپرسم؛ مفتی عقل در این مسئله درمانده بود.
بیت ۸راستی خاتمِ فیروزهٔ بواسحاقی / خوش درخشید ولی دولتِ مُستَعجِل بود
راستی که انگشتر فیروزه بواسحاقی خوش درخشید، اما دولتی زودگذر بود.
بیت ۹دیدی آن قهقههٔ کبکِ خِرامان حافظ؟ / که ز سرپنجهٔ شاهینِ قضا غافل بود
حافظ، قهقهه آن کبک خرامان را دیدی که از سرپنجه شاهین قضا غافل بود؟
معنی واژهها
- تطاول
- ستم
- دامگه
- جای دام؛ دنیا
- پا در گل
- درمانده
- لایعقل
- بیخرد، درمانده
- بواسحاقی
- منسوب به شاه شیخ ابواسحاق اینجو
- مستعجل
- شتابان، زودگذر
- شاهین قضا
- تقدیر مانند باز شکاری