حافظ · غزل شماره ۲۱۷
مسلمانان مرا وقتی دلی بود
مسلمانان مرا وقتی دلی بودکه با وی گفتمی گر مشکلی بود
به گِردابی چو میافتادم از غمبه تدبیرش امیدِ ساحلی بود
دلی همدرد و یاری مصلحت بینکه اِستِظهارِ هر اهلِ دلی بود
ز من ضایع شد اندر کویِ جانانچه دامنگیر یا رب منزلی بود
هنر بیعیبِ حِرمان نیست لیکنز من محرومتر کِی سائلی بود؟
بر این جانِ پریشان رحمت آریدکه وقتی کاردانی کاملی بود
مرا تا عشق تعلیمِ سخن کردحدیثم نکتهٔ هر محفلی بود
مگو دیگر که حافظ نکتهدان استکه ما دیدیم و محکم جاهلی بود
متن بر پایه تصحیح قاسم غنی و محمد قزوینی، به نقل از گنجور.
اگر با نیت آمدهاید
به دنبال همدمی هستی که بتوانی مشکلت را با او بگویی. آن همدم را پیدا کن، یا خودت برای کسی چنین یاری باش.
تعبیر کامل فال با شاهبیت و شاهد این غزل
فال حافظ رسمی فرهنگی و سرگرمی است، نه پیشگویی.
درباره این غزل
از سوزناکترین غزلهای حافظ در حسرت دلی که از دست رفت. ای مسلمانان، روزگاری دلی داشتم که اگر مشکلی بود با او میگفتم؛ وقتی از غم در گردابی میافتادم، به تدبیر او امید ساحلی بود. بیت سوم آن دل را توصیف میکند: همدرد و یاری مصلحتبین که پشتوانه هر اهل دلی بود. بیت پایانی با فروتنی تلخی تمام میشود: دیگر نگو حافظ نکتهدان است، که ما دیدیم و نادانی تمامعیار بود.
شرح بیتها
بیت ۱مسلمانان مرا وقتی دلی بود / که با وی گفتمی گر مشکلی بود
ای مسلمانان، روزگاری دلی داشتم که اگر مشکلی بود با او میگفتم.
بیت ۲به گِردابی چو میافتادم از غم / به تدبیرش امیدِ ساحلی بود
وقتی از غم در گردابی میافتادم، به تدبیر او امید رسیدن به ساحل بود.
بیت ۳دلی همدرد و یاری مصلحت بین / که اِستِظهارِ هر اهلِ دلی بود
دلی همدرد و یاری مصلحتاندیش که پشتیبان هر صاحبدلی بود.
بیت ۴ز من ضایع شد اندر کویِ جانان / چه دامنگیر یا رب منزلی بود
آن دل در کوی جانان از دستم رفت؛ خدایا چه منزل دامنگیری بود!
بیت ۸مگو دیگر که حافظ نکتهدان است / که ما دیدیم و محکم جاهلی بود
دیگر مگو که حافظ نکتهدان است، که ما دیدیم و نادانی تمامعیار بود.
معنی واژهها
- وقتی
- روزگاری
- تدبیر
- چارهاندیشی
- مصلحتبین
- خیراندیش
- استظهار
- پشتگرمی
- دامنگیر
- رهانکردنی
- حرمان
- محرومی
- سائل
- درخواستکننده